- آنگاه كه برق آسمانى ، شمشير خود را از غلاف بيرون كشد ، من آن را در آبدانها و گودالهاى بسيار نيكو سراغ مىگيرم .
و اين گودال و آبدان ، گودال اشگهاى من است ، كه همچون دريايى ، از كثرت غم جارى است .
- غديرى كه ياد آن براى من بسى زيبا و خوش است ، چرا كه شوق و عشق كسى را در دل زنده مىكند ، كه هر تشنه اى را سيراب مىكند .
- غديرى كه پيامبر برگزيدهء خداوند صلَّى اللَّه عليه و آله در آن ، لباس ولايت را بر - اندام على عليه السّلام پوشانيد .
- در ميان همهء مردم ، پيامبر به پا خاست ، و در ضمن خطابه اى على عليه السّلام را وصى خود ناميد .
- فرمود كه در ميان شما حديثى را بيادگار مىنهم ، كه گروهى آن را پشت سر نهاده و فراموش مىكنند .
- از اهل سقيفه ، جوانمردى ديده نمىشود كه از كشتن فرزندان او مبرا باشد .
- آنان سبب ريختن خون زيد و يحيى و آنكسى هستند كه مشتاقانه قدم به ميدان گذاشت .
- هرگاه اين شمشير ستم ، از جانب آنها كشيده نمىشد ، ديگر گنهكارى نمىماند .
- گنهكارى كه اميد ميرود پدر امام حسن و حسين عليهم السّلام در حوض كوثر او را سيراب بكند ، ولى آنان همه از اين اميد محرومند .
- در آن هنگام كه در روز محشر بيايى شفيع واقعى ، او خواهد بود ( 1 ) .
هامش
( 1 ) اين بخش را از « نسمة السحر » ج 1 گرفتيم ، كه در آن مؤيد باللَّه محمد پسر متوكل يمنى را مدح كرده است .