تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
دليل رفعت شأن على اگر خواهى به اين كلام دمى گوش خويشتن مىدار چه خواست مادرش از بهرزادنش جائى درون خانه خاصش بداد جا ستار پس آن مطهره با احترام داخل شد در آن مقام مقدس بزاد مريم وار برون چه خواست كه آيد پس از چهارم روز ندا شنيد كه [ نامش برو على بگذار ] فداى نام چنين زاده اى بود جانم چنين امام گزينيد يا اولى الابصار
از رباعيات اوست :
اى مانده ز كعبهء محبت مهجور افتاده ز راه مهر صد منزل دور با حب عمر ، دم مزن از مهر نبى كى جمع توان نمود با ظلمت نور
* *
بما رسيده حديث صحيح مصطفوى كه هست بعد پيمبر امام هشت و چهار كسى نكرده ز امت بدين حديث عمل به غير پيرو آل و ائمهء اطهار
* * *
اى طالب علم دين ز من گير خبر تا چند دوى در بدر اى خسته جگر خود را برسان به شهر علم اى غافل شو داخل آن شهر ، و ليكن از در
* *
نبى چو وارد خم گشت بر سر منبر خليفه كرد على را به گفتهء جبار نهاد بر سر او تاج وال من والاه ز امتش بگرفت از براى او قرار و ليك آنكه به بخبخ نمود تهنيتش بكرد از پى اقرار خويشتن انكار فتاد بر سر حارث ز غيب سنگ قضا چه گشت منكر نص غدير ، آن غدار
* * از رباعيات او :
از دورى راه خويشتن يادى كن آماده ز بهر سفرت زادى كن