تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
پسر حيدر پسر محسن پسر محمّد كه به مهدى ملقب بود ، و او پسر فلاح پسر محمّد پسر احمد پسر على پسر احمد پسر رضا پسر ابراهيم پسر هبة اللَّه پسر طبيب پسر احمد پسر محمّد پسر قاسم ، و او پسر ابو الطحان پسر غياث پسر احمد ، و او پسر امام موسى بن جعفر صلوات اللَّه عليهما معروف به مشعشعى و اهل حويزه بود . او يكى از حاكمان حويزه و حومهء آنجا بود . آراسته به جامه‌هاى نورانى علم بوده ، همانگونه كه در ميادين سبقت ، پرچم افتخار برافراشته ، و اسبهاى مسابقه را به حركت آورده ، و با گوهرهاى ادب دلپذير و گردنبندهاى شعر دلاويز مزين گشته است . و پيش از همه اين فضايل ، بايد از نسب درخشانى كه به خاندان پيمبر مىرساند و از شاخه‌هاى امامت نشو و نما مىگيرد ، بايد سخن گفت . و او درخشانى و نفحه فشانى را با هم جمع كرده ، و همه جا بوى دلنوازش همراه نسيم صبا مشام همگان را خوش مىدارد ، و همچون صبحگاهان پرتو مىافكند ، از همهء اينها گذشته ، بايد فضل و دانش بسيار و نيات صالح و عقايد بر حق را بر فضايل او اضافه كرد ، كه اينهمه در بلنداى خيره كننده اى در بين ديگر آثار بزرگ عظمت ، جلوه اى خاص به دو داده است . در آثار او ، جز تبليغ دين خدا - همان آئينى كه خدا بر بندگانش فرستاده ، از توحيد و نبوت و امامت ديگر عقايد راستين - چيز ديگر ديده نمىشود . و با اين اوصاف ، از بعضى رجال خانوادهء خود كه با سخنان خوش ظاهر و بد باطن ، و با اباطيل ، از راه راست منحرف گرديده‌اند ، كاملا جدا و ممتاز مىباشد . شيخ حر در « امل الامل » ، او را دانشمندى فاضل و شاعرى اديب و جليل القدر معرفى كرده ، و افزوده است كه تأليفاتى نيز در اصول و امامت و غيره دارد . صاحب « رياض العلماء » او را ستوده و گفته است : او از شاگردان شيخ عبد اللطيف پسر على پسر ابو جامع است ، كه اين شخص اخير ، شاگرد شيخ بهائى بوده است . آنگاه مىنويسد كه در زمان ما وفات كرده ، و فرزندان بسيارى