تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
حسن ( عليه السلام ) آشكار كرد و تصميم آن كار را در اين هنگام گرفت » . ( 1 ) ابن كثير مىنويسد : « در سال 56 ه . معاويه مردم را دعوت كرد كه با پسرش يزيد بيعت نمايند تا پس از وى حاكم باشد ، و تصميم اين كار را پيشتر و در زمان زنده بودن مغيرة بن شعبه ( 2 ) گرفته بود . ابن جرير ( طبرى ) از طريق شعبى چنين روايت مىكند : مغيره آمده بود پيش معاويه ، و او از استاندارى كوفه بر كنار شده بود به خاطر پيرى و ناتوانيش ، و معاويه تصميم گرفت سعيد بن عاص را به استاندارى كوفه بگمارد . چون مغيره از تصميم معاويه خبردار گشت گوئى پشيمان شده باشد نزد يزيد بن معاويه رفته به او توصيه كرد از پدرش بخواهد او را وليعهد سازد . يزيد از پدرش تقاضاى وليعهدى كرد . پدرش پرسيد : چه كسى اين را به تو توصيه كرد ؟ گفت : مغيره . معاويه پيشنهاد مغيره را پسنديد و او را دوباره به استاندارى كوفه گماشت و دستور داد در اين راه بكوشد . پس مغيره براى زمينه سازى وليعهدى يزيد بكوشش برخاست . معاويه در اين خصوص كتبا با زياد مشورت كرد و او « زياد » كه مىدانست يزيد سرگرم بازى است و دل به بازى و شكار بسته با وليعهدى او مخالفت نمود و عبيد بن كعب نميرى را - كه دوست صميمى وى بود - نزد معاويه فرستاد تا رأى او را بزند و منصرف گرداند . عبيد به دمشق رفته با يزيد ملاقات كرد و از قول زياد به او گفت كه از پى ولايتعهدى برنيايد ، زيرا تركش براى او مفيدتر از آن است كه از پى آن بر آيد . يزيد از شروع به كار ولايتعهدى منصرف گشت و نزد پدر رفته همداستان شدند كه فعلا از آن دست بردارند . وقتى زياد مرد معاويه شروع كرد به ترتيب دادن كار ولايتعهدى يزيد و تبليغات و دعوت براى بيعت گيرى ، و به سراسر كشور نامه نوشت كه براى ولايتعهدى يزيد بيعت بگيرند » . ( 3 )
هامش
( 1 ) استيعاب 1 / 142 . ( 2 ) مغيره در سال 50 مرده است و در سال 45 نزد معاويه رفته از استاندارى استعفا كرده ، و در همين سال است كه به اشاره و پيشنهاد مغيره فكر بيعت گيرى براى ولايتعهدى يزيد به ذهن معاويه رسيده است . ( 3 ) تاريخ ابن كثير 8 / 79 .