اهميتى به اين نمىدهند كه كداميك از اصحاب ، آن را نقل كرده است ، چون همهء اصحاب به نظر ايشان عادل و راستروند . پس اين حديث « صحيح » است و بىاشكال ، و « مرسل » بودنش به وسيلهء سند متصلى كه وجود دارد ، ترميم مىشود .
بلاذرى مىگويد : اسحاق بن ابى اسرائيل از حجاج بن محمد ، از حماد بن سلمه از على بن زيد از ابو نضرة از ابو سعيد خدرى روايت كرده است كه يكى از انصار خواست معاويه را بكشد ، به او گفتيم : در دورهء حكومت عمر ، شمشير نكش تا از او كتبا بپرسم . او گفت : من از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : هر گاه معاويه را ديديد كه بر پاره تختهها نطق مىكند او را بكشيد . گفتند : ما نيز آن حديث را شنيدهايم لكن اين كار را تا براى عمر ننويسيم ، نمىكنيم . آن را براى عمر نوشتند ، اما جوابى به ايشان نداد تا مرد .
نظرى به رجال سندش
1 - اسحاق بن ابى اسرائيل - ابو يعقوب مروزى :
از رجال بخارى در كتاب « ادب المفرد » است و از رجال ابو داود و نسائى .
ابن معين و دارقطنى و بغوى و احمد بن حنبل او را « ثقه » و مورد اعتماد شمردهاند .
2 - حجاج بن محمد مصيصى - ابو محمد اعور :
از رجال دو « صحيح » بخارى و مسلم است و ديگر صحاح .
3 - حماد بن سلمه - ابو سلمهء بصرى :
از رجال « صحيح » مسلم است و رجال بخارى در كتاب « التعاليق » و ديگر مؤلفان سنن . همهء اساتيد و ائمهء نقل روايت بر « ثقه » و امين بودنش همداستانند .
4 - على بن زيد بن جدعان - ابو الحسن بصرى :
از راويان « مسلم » است در « صحيح » مسلم . و از راويان بخارى در « ادب المفرد » ، و ديگر مؤلفان سنن . شيعىيى « ثقه » و بسيار راستگو .
5 - ابو نضرة - منذر بن مالك عبدى بصرى :
از رجال « صحيح » مسلم ، و « التعاليق » بخارى ، و ديگر كتابهاى سنن . ابن معين و ابو زرعه و نسائى و ابن سعد و احمد بن حنبل وى را « ثقه » و طرف اعتماد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٢٤