تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
كشفيه و شهوديه و تصرفات در مادهء كونيه و اتصال تام به عوالم الهيه به طور شدت و ضعف دارد . چون با خلق است و جان قوى است كه « العارف يخلق بهمته » خوارق عادات از آنها بروز مىكند و معجزات فعلى از آنها صادر مىشود و چون سرمايهء گرفتن از عالم إله را به نحو أتم و اكمل داراست هر گاه به اذن الله بخواهد به عالم ما وراء طبيعت و به سلسلهء علل جهان خلق بنگرد كه از سرّ القدر عين ثابت هر چيزى آگاه شود مىتواند چنان كه جناب كلينى در كتاب شريف اصول كافى در اين باره بابى دارد كه « إذ شاؤا ان يعلموا علموا » . « 1 » و هم على قسمين : منهم من يعلم ذلك مجملا و منهم من يعلمه مفصّلا و الذي يعلمه مفصلا أعلى و أتمّ من الذي يعلمه مجملا ، فإنّه يعلم ما في علم الله فيه إمّا بإعلام الله إياه بما أعطاه عينه من العلم به ، و إمّا بأن يكشف له عن عينه الثابتة و انتقالات الأحوال عليها الى ما لا يتناهى . و اين واقفان بر سرّ قدر دو قسمند . قسمى به اجمال عالمند و قسمى به تفصيل و آن قسمى كه بتفصيل عالمند اعلى و اتمّ است از آن كسى كه با جمال عالم است . چه عالم بتفصيل مىداند آن چه را كه علم الله است در شأن او ( كه احوال عين ثابتش مىباشد ) و اين علم به تفصيل يا به اعلام حق تعالى است او را ( به اينكه إلقاء كند در روح و قلب او و تعليم كند ) به اينكه عين ثابتش مقتضى اين احوال معينه است . ( بدون اينكه او را بر عينش كشفا اطلاع دهد يعنى علما او را آگاه مىكند . ) و يا اينكه كشفا از عين ثابتش او را مطلع مىكند و او را بر انتقالات احوالى كه بر عين او مترتب است الى ما لا يتناهى اطلاع مىدهد . « پس اگر عينش مظهر اسم جامع باشد مثل عين نبى ما و عين خاتم اولياء صلوات الله تعالى عليهم مطلع به جميع اعيان است . « 2 » قيصرى در فصل ثالث مقدمات شرح فصوص گويد : بدان كه اسماء الهيه را صور معقوله اى است در علم حق تعالى چه او عالم به ذات و اسماء و صفاتش لذاته است و آن صور عقليه از آن جهت كه عين ذات متجلى به تعين خاص و نسبت معينه هستند ، در اصطلاح اهل الله اعيان ثابته
هامش
« 1 » اصول كافى ، ج 1 ، كتاب الحجة ، ص 201 . « 2 » شرح فصوص قيصرى ، ص 103 .
ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 85 | حسن حسن زاده آملى