و ما ثمّة صنف من أهل الله أعلى و أكشف من هذا الصنف فهم الواقفون على سرّ القدر .
و هيچ صنفى از اهل الله از اين فرقهء مطلع بر سر القدر « أعلى كمالا و أكشف حالا » نيست .
و اين مشاهده حاصل نمىشود مگر بعد از فناء تام در حق تعالى و بقاء بعد از فناء تام به بقاء حق تعالى و تجلى حق براى بنده به صفت علميه تا از راسخين در علم گردد چنان كه حق تعالى فرمود : * ( وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ من عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ ) * « 1 » ( بقره : 255 ) .
اين مرتبه حاصل نمىشود مگر در سفر ثانى از اسفار اربعه كه براى اهل الله است و آن « سفر في الحق است بالحق . » اينها هستند كه واقف بر سرّ القدرند و اما كسانى كه و اصل شدند و به خلق رجوع كردند مطلع بر اسرار قدر نمىشوند اگر چه خوارق عاداتى و غرايبى از آنها بروز مىكند كه عقلها از ادراك آنها عاجزند . « 2 »
انسان به حكم * ( وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً ) * داراى احوال گوناگون است كه به پيش آمد تجليات اسماء و صفات الهى قبض و بسط و اختلاف اسفار براى اشخاص پيش مىآيد چنان كه گفتيم :
از رحمت بىانتهاى خويش دارد
وابستهء دام بلا اهل و لا را
گاهى ز اشراق رخ مهر آفرينش
بر آسمان جان دهد رشك ضيا را
گاهى ز زلف مشكساى دلربايش
آشفتهء خود مىكند احوال ما را
دل در ميان إصبعين اوست دائم
از قبض و بسطش فهم كن اين مدعا را
الله قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
اى قوم كيف ف * ( لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً ) * از اين رو مىشود كه انسان گاهى در سفرى از اسفار اربعه باشد و گاهى در سفر ديگر و به اختلاف حالات اختلاف اسفار پيش بيايد نه اينكه اسفار در طول زمانى يك ديگر قرار بگيرند مثلا حضرت خاتم الأنبياء ( ص ) به حكم * ( إِنَّ لَكَ في النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا ) * ( مزمل : 7 ) و به حكم « لي مع الله وقت » و امثال آنها اختلاف أطوار و حالات قلبيه و
هامش
« 1 » مقصود از « بما شاء » تجلي صفت علمى است و غرض از استشهاد به آيه توجه به نكته * ( إِلَّا بِما شاءَ است كه تجلى صفت علميه را از * ( إِلَّا بِما شاءَ استفاده مىكنيم .
« 2 » شرح فصوص قيصرى ، صص 102 و 103 .