تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
اين لقاى خاص است ( كه لقاى حق تعالى است خود را در صورت محب مشتاق ) . چه اينكه رسول الله ( ص ) در حديث دجال فرمود : « ان أحدكم لن يرى ربّه حتّى يموت ) « 1 » پس كسى كه اين حالت يعنى لقاء خاص صفت اوست ، ناگزير شوق به موت دارد . آن كس كه اين لقاء خاص صفت اوست حق سبحانه است و شوق او به موت عبد بيان حقانيت موت است در متن نظام كيانى عالم كه الموت حق و چون موت عبد سبب خلاصى وى از مضايق امكان و عوارض عالم طبيعت است از اين معنى تعبير به اشتياق رب به موت شده است كه ملاقات بين عبد و ربش موقوف بر موت است ، پس مشتاق به موت است . « ان الموت حقّ » . و اگر مراد از آن كس را كه اين لقاء صفت اوست عبد بگيريم معنى روشن است كه عبد بايد مشتاق موت ارادى و طبيعى خود باشد . فشوق الحقّ لهؤلاء المقربين مع كونه يراهم فيحبّ أن يروه و يأبى المقام ذلك . فأشبه قوله * ( حَتَّى نَعْلَمَ ) * مع كونه عالما . پس شوق حق مر اين مقربان راست ، با اينكه آنها را مىبيند پس دوست دارد آنها او را ببينند و مقام دنيوى اباى از آن دارد ، پس شبيه است به قول خداوند سبحان « حَتَّى نَعْلَمَ » با آن كه خود عالم است . يعنى خداوند با اينكه مقربان را به شهود أزلي مىبيند دوست دارد كه مقربان او را در صور تجليات و مظاهر اسماء و صفاتش ببينند و مقام دنياوى مقام حجاب است جز با رفع حجاب او را نمىبيند و رفع آن يا به موت ارادى است يا به موت طبيعى . پس اين قول حق تعالى شبيه آن فرمايش اوست كه فرمود : « حتى نعلم » با اينكه خود عالم است . يعنى با اينكه همه معلومات ازلا و ابدا براى او حاصل است در مقام اختبار و تجليات اسم خبير در صور مظاهر فرموده است « حَتَّى نَعْلَمَ » . « 2 »
فهو يشتاق لهذه الصفة الخاصة التي لا وجود لها إلَّا عند الموت ، فيبل بها شوقهم إليه كما قال تعالى في حديث التردد و هو من هذا الباب .
هامش
« 1 » دجال دخلى در مطلب ندارد بلكه غرض در بيان اين جمله است كه در حديث راجع به دجال آمده است . « 2 » شرح فصوص قيصرى ، صص 474 و 475 .