تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
قابليت خلق « 1 » و فرمود : * ( ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ) * و در حديث قدسي است : « من اطاعني أطعته و من عصاني فقد عصيته » . « 2 »
و إن دان لك الحقّ فقد لا يتبع الخلق
چون حق برايت تجلى كرد و اطاعت كرد تو را و اسرارش را برايت كشف كرد . پس گاهى خلق به قبول آن و احكام آن تجلى متابعت مىكند . چون مريدان و مؤمنان از انبيا و اوليا و گاهى خلق متابعت نمىكنند چون منكران و كافران كه مطرودان از باب الله هستند مر اهل الله را و سبب اين امتناع ، امتناع اعيانشان است در غيب از نور حق و ابائشان است از قبول حق . زيرا كه ظاهر نمىشود بر ايشان مگر آن چه نهفته است در ايشان . پس اگر حقى كه ظاهر است در صورت تو ( يعنى آن وجود فعلى و اطاعتش مر تعين تو را ) اطاعت كرد تو را ، گاهى خلق را متابعت مىكند به حكم مناسبتى كه بين تو و ايشان است در أرواح و اسماء و گاهى متابعت نمىكند كه بين روح تو و ارواحشان تنافر « 3 » است « 4 » .
فحقق قولنا فيه فقولي كلَّه الحقّ
پس اعتقاد و عقيدهء حق و صدق در گفتار من داشته باش چه اينكه گفتار من همه حق است . زيرا از خداوند عليم به تجلى علمى بر من فايض مىشود . چنان كه در صدر كتاب گفته است و در فتوحاتش گفت : خداوند متعال مرارا برايم تجلى كرد و به من فرمود : بندگانم را نصيحت كن . « 5 »
فما في الكون موجود تراه ماله نطق
هامش
« 1 » مقصود از اطاعت دو نوع است يكى اطاعت رحمانيهء حق و ديگر اطاعت رحيميهء حق كه اولى بىخواستن و دومى با خواستن است . پدرى فرزندش را تربيت مىكند آن فرزند كه مىپذيرد تربيت را پذيرفتنش يك نوع اطاعت است . اين اطاعت پدر را به تربيت كردن و بخشيدن وا مىدارد كه معناى آن اطاعت پدر است فرزند را . « 2 » شرح فصوص قيصرى ، ص 243 . « 3 » « الأرواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف و ما تناكر منها اختلف . « 4 » شرح فصوص قيصرى ، ص 244 . « 5 » همان .