10 . فصّ حكمة أحديّة في كلمة هوديّة
قيصرى فرمايد :
چون در آخر فصّ قبل راجع به احديت ذاتيه و احديت الهيه از حيث اسماء سخن گفته است ، در اين فصّ شروع كرد به بيان احديت از حيث ربوبيت و در احديت طرق آنها ، همراه با بيان معانى لازمه اى كه تابع آنهاست . زيرا احديت را مراتبى است . اول آنها : احديت ذات و ثانى : احديت اسماء و صفات و ثالث : احديت افعال كه از ربوبيت ناتج است . شيخ احديت را به كلمهء هوديه اسناد داد ، زيرا هود عليه السلام مظهر توحيد ذاتى و اسمائى و ربوبيت آنها بود و قوم خود را به مقام تحقيق داعى بود كه فرمود : * ( ما من دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * ( هود : 56 ) . « 1 »
إنّ الله الصّراط المستقيم
ظاهر غير خفيّ في العموم
حق را صراط مستقيم است كه در همه پيداست و پنهان نيست .
قيصرى در شرح بيت اول گويد :
بدان كه اسم الهى همچنان كه جامع « 2 » جميع اسماء است و اين اسماء به احديت آن اسم متحدند ( يعنى به احديت اسم الله در وجود متحدند نه در
هامش
« 1 » شرح فصوص قيصرى ، ص 241 .
« 2 » همه اسماء الهى حتى اسماء مستأثره أجزاء دارند . مانند دريا و موج و يك قطره آن را در نظر بگيريم ، آن چه در مورد دريا مىگوييم در مورد آن يك قطره هم بايد بگوييم . دريا سيال است ، قطره هم سيال است . دريا رفع عطش مىكند قطره هم . النهايه دريا را مىگوييم غير متناهى و قطره در اين حد است . چون صفات ، عين ذات است ، پس صفات در مفهوم از يك ديگر متميزند ولى در خارج چون ذات يكى است ، همه عين آن ذات و هر يك وجودا عين ديگرى است .