تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
گويد : « 1 »
گفت پيغمبر كه حق فرموده است من نگنجم هيچ در بالا و پست در زمين و آسمان و عرش نيز من نگنجم اين يقين دان اى عزيز در دل مؤمن بگنجم اى عجب گر مرا جويى در آن دلها طلب
اينكه شيخ قلب عارف فرمود براى اين است كه قلب غير عارف اگر قلب اصحاب اخلاق حميده و نفوس مطمئنه است أشياء كمى را مشاهده مىكند و كشف اندكى براى او پيش مىآيد و اگر قلب صاحب نفس امّاره و لوّامه باشد آن قلب تنگترين ظرف است در وجود بلكه براى او قلب نيست زيرا كه قلب صاحب نفس امّاره و لوّامه مختفى است و صفات نفس ، ظاهر و غالب است . « 2 » و مع ذلك ما اتصف بالري فلو امتلأ ارتوى . و با وجود اين يعنى با اينكه قلب مؤمن گنجايش حق را دارد سيراب نمىشود اگر پر مىشد سيراب مىگشت . « 3 » اينكه پر نمىگردد تا سيراب گردد براى اين است كه حق تعالى به جميع اسماء و صفاتش دفعة تجلى نمىكند بلكه در هر آنى به اسمى از اسماء و صفتى از صفات تجلى مىكند و هر يك از آنها قلب را آمادگى مىدهد براى تجلى ديگرى پس قلب به اين استعداد خود تجلى ديگرى را از حق طلب مىكند و هيچ گاه سيراب نمىشود . « 4 » و قد قال ذلك أبو يزيد . أبو يزيد فرمود : مرد آن كسى است كه درياهاى آسمانها و زمين را بياشامد و زبانش از تشنگى از دهنش خارج باشد .
« شربت الحبّ كأسا بعد كأس » « فما نفد الشراب و ما رويت » « 5 »
هامش
« 1 » مثنوى ، دفتر اول ، ص 54 . « 2 » شرح فصوص قيصرى ، ص 195 . « 3 » امكان ندارد پر شود زيرا حقيقت بىانتهاست ، لذا هيچ وقت پر نمىشود و هيچ وقت سيراب نمىشود . « 4 » شرح فصوص قيصرى ، ص 196 . « 5 » شراب محبت را جامى پس از جامى نوشيدم ، نه شراب تمام شد و نه من سيراب گشتم - شرح فصوص قيصرى ، ص 196 .