تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
شدند ، چون ظهور قمر و كواكب در شب تاريك . « 1 » عارف جامى در شرح فصوص فرمايد : خداى متعال چون نور محمدى ( ص ) را آفريد چنانچه رسول الله خود فرمود : « اول ما خلق الله نوري » ، در اين نور محمدى أرواح جميع انبيا و اوليا را به جمع احدى جمع كرد ، پيش از تفصيلشان در وجود عينى و اين در مرتبهء عقل اول است . سپس أرواح تعين پيدا كردند در مرتبهء لوح محفوظى كه نفس كلى است و به مظاهر نوريه شان متميز شدند تا در عالم عنصرى يكى پس از ديگرى به انوار مختصهء خود طلوع كردند . پس معناى گفتارش « كنت نبيا » اين است كه او بالفعل نبى بود و به نبوتش عالم بود و انبياء ديگر بالفعل نبى نبودند و به نبوتشان عالم نبودند مگر حين بعث ، بعد از وجودشان به بدن عنصرى و استكمالشان شرايط نبوت را ، پس كسى را نرسد كه بگويد هر يك از اين انبيا به همين مثابت بودند از آن رو كه در علم الله كه سابق بر وجود عينى ايشان هست نبى بودند و آدم بين ماء و طين بود . چه دانستى كه أرواح انبيا و اوليا در نور محمدى به جمع احدى جمع بود . « 2 » و كذلك خاتم الأولياء كان وليّا و آدم بين الماء و الطين ، و غيره من الأولياء ما كان وليّا إلَّا بعد تحصيله شرائط الولاية من الأخلاق الإلهية في الاتصاف بها من كون الله يسمّى « بالوليّ الحميد » . و همچنين است خاتم اوليا كه ولى بود آن گاه كه آدم ميان آب و گل بود ، و ديگر اوليا ولى نبودند مگر بعد از تحصيلشان شروط ولايت را كه اخلاق الهيه است يعنى اتصافشان به اخلاق الهيه ، كه خداوند تعالى ولىّ حميد است . قيصرى گويد : شروط ولايت تحقق آنان است در وجود عينى و تطهرشان از صفات نفس و تنزهشان از خيالات وهمى و تخلقشان به اخلاق الهيه و تخلصشان از قيود جزئيه و اداى امانت وجودات افعال و صفات و ذات به آن كه بالذات مالك آنها است . پس زمان فنايشان از خود و بقايشان بالحق متصف مىشوند به
هامش
« 1 » شرح فصوص قيصرى ، ص 112 . « 2 » شرح فصوص جامى ، ص 225 .