تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
اينها و جمعى ديگر كه اظهار نظرشان را آورديم يا بعدا خواهد آمد در مورد عثمان اجماع نموده‌اند ، و اجماع و اتفاق نظرشان حجتى قاطع بر محكوميت عثمان و رويهء او است . در اين جمع ، بزرگترين و معروفترين اصحاب پيامبر ( ص ) قرار گرفته‌اند و شخصيتهاى با نفوذ و صاحبنظر و متقى و پارسا ، از مجاهدان بدر و ديگران ، و نيز عائشه ام المؤمنين و چند تن از ده نفرى كه - ميگويند - مژدهء بهشت دريافته‌اند ، و اعضاى شوراى شش نفره اى كه عمر بن خطاب براى انتخاب حاكم تعيين كرد و عثمان را به حكومت برگزيدند . اگر همداستانى و اتفاق نظر و اجماع چنين جماعتى « اجماع » و حجت شمرده نشود پس چه اجماعى ميتواند حجت بشمار آيد ؟ كسانى كه اگر يكى از افراد اين جماعت دربارهء كسى تعريف و تمجيد يا مذمت نموده باشد حرفش را حجت قاطع ميدانند چگونه مىتوانند اتفاق و اجماع همهء آنان را عليه عثمان حجت ندانند ؟ ! در پرتو آنچه گفتيم ، تباهى و سستى بسيار حرفها بر ملا و روشن مىشود ، حرفهائى كه براى فريب و گمراهى مردم ساخته‌اند مثل حرفى كه در تاريخ ابن كثير نوشته است : « ايوب و دار قطنى گفته‌اند : هر كس على را برتر از عثمان بداند به مهاجران و انصار اهانت كرده است . و اين سخنى راست و درست و محكم است . . . » ( 1 ) بخوانيد و بخنديد . حقيقت نه آن حرف ، بلكه اين است كه پس از اجماع و اتفاق نظرى كه مهاجران و انصار و همهء اصحاب در مورد عثمان يافته‌اند اگر كسى عثمان را برتر از نه مولاى متقيان ( ع ) بلكه برتر از حتى هر مسلمان مؤمنى بداند به مهاجران و انصار اهانت كرده است و به پيشاهنگان اصحاب و تابعين عاليقدر .
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير 8 / 12 .