تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
ركعت و هر سجده اى چنين كن تا آرام بگيرى و به گزارش احمد : و چون نماز را به اين گونه به پايان بردى به راستى كه آن را كامل گردانيدى و هر يك از اين كارها را كه انجام ندادى در نمازت كاستى پديد آوردى سنن بوداود 1 / 137 ، سنن بيهقى 2 / 345 ، مسند احمد 4 / 340 ، كتاب الام از شافعى 1 / 88 ، مستدرك حاكم 1 / 242 و 241 ، المحلى از ابن حزم 3 / 256 مانند گزارش ياد شده را - البته از زبان بوهريره - هم بخارى در صحيح خود 1 / 314 آورده است و هم مسلم در صحيح خود 1 / 117 ، چنان كه بيهقى نيز در سنن خود 2 / 37 و 122 و 62 آن را از زبان بخارى و مسلم بازگو كرده است . 10 - از زبان وائل پسر حجر آورده‌اند كه گفت : من نزد پيامبر ( ص ) بودم كه ظرفى آوردند - تا آن جا كه گفت : پس وى در محراب شد و مردمان در پى او و از چپ و راست او صف بستند ، پس دو دست خود را بلند كرد تا در برابر نرمهء گوشش نهاد و سپس دست راستش را بر دست چپش و نزديك سينه اش نهاد و آن گاه آغاز به خواندن كرد و سورهء حمد را بلند خواند و چون خواندن حمد را به پايان برد گفت : آمين ( چنين باد ! ) تا كسانى كه پشت سرش بودند شنيدند سپس سوره اى ديگر خواند و آن گاه دو دست خود را به تكبير گفتن بلند كرد تا در برابر نرمهء گوشش نهاد و آن گاه پشت خم كرد و دو دست خود را بر كندهء زانو نهاد - تا آن جا كه گفت : سپس چهار ركعت نماز بگزارد و در همهء آنها همان كرد كه در اين يكى كرده بود . مجمع الزوائد 2 / 134 . 11 - آورده‌اند كه عبد الرحمن پسر ابزى گفت : آيا نماز برانگيختهء خدا را به شما ننمايم ؟ گفتيم آرى بنما . پس برخاست و تكبير گفت و آنگاه حمد و سوره خواند ، سپس پشت خم كرد و هر دو دست را بر كنده‌هاى دو زانو نهاد تا هر اندامى جاى خود را گرفت ، سپس سر برداشت تا هر اندامى جاى خود را گرفت سپس سر به زمين نهاد تا هر اندامى جاى خود را گرفت سپس سر برداشت تا هر اندامى جاى خود را گرفت سپس سر بر زمين نهاد تا هر اندامى جاى خود را