تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
و گرنه كه پس قبيله فداى محمد باد . و هاشميان از همهء آفريدگان بنيادى برتر دارند » سروده‌هاى بالا را در ديوان منسوب به مولانا امير مؤمنان ( ع ) نيز با تغييرى اندك و افزونىهائى چند توان يافت به اين ترتيب : « براى نغمه اى بيدار ماندم كه در پايان شب دل را به شور مىآورد . و ياد اندوهى بزرگ و نوشونده را در دل من زنده مىساخت . ابوطالب ، اى پناهگاه تهيدستان و دهشكار بردبار كه نه زبون و گمنام بود و نه از گروهى كه با بد كنشى جاى ديگران را بگيرند . اى همنشين فرمانروائى ! با رفتن تو رخنه اى تهى ماند . كه يا هاشميان آن را پر مىكنند يا دست درازىها روا شناخته شده و آتش آن خاموش مىگردد . اينك قريش با از دست رفتن او شادمانى مىكنند . و نمىبينم كه هيچ زنده اى براى هيچ چيز جاودانى بماند . كارهائى مىخواهند كه خردهاشان آن را در ديده شان آراسته و يك روز هم آنان را در پرتگاهى از گمراهى سرنگون مىسازد . اميد دارند كه پيامبر را دروغگو شمرند و بكشند و بر او افترا و دروغ بندند و سخنش را نپذيرند سوگند به خانهء خدا دروغ گفتيد تا ما به شما بچشانيم مزهء سر نيزه‌ها و پهنهء تيغها را و از سوى ما نمايش ناگوارىها و سختىهاى جنگ داده شود و كى ؟ همان هنگام كه جامه هائى بافته از آهن در بر نمائيم تا اين كه يا ما شما را از ميان بريم يا شما ما را يا چنان ببينيد كه صلح براى دودمان به صلاح نزديكتر است
الغدير ( فارسي ) — صفحة 335 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)