و اين حافظ ابن راهويه است كه 70000 حديث از بر ديكته مىكرده « تاريخ ابن عساكر » ج 2 ص 413
و اين حافظ اسحق حنظلى است كه 70000 حديث ازبر داشته « تاريخ خطيب » ج 6 ص 352
و اين اسحاق پسر بهلول تنوخى است كه 50000 حديث ازبر بازگو مى - كرده « تاريخ خطيب » ج 6 ص 368
و اين محمد پسر عيسى طباع است كه نزديك به 40000 حديث از بر داشته « تاريخ بغداد » ج 2 ص 396
و اين حافظ ابن شاهين است كه پس از نابود شدن نگاشته هايش بيست يا سىهزار حديث از بر مىنوشته « تاريخ بغداد » ج 11 ص 268
و اين حافظ يزيد پسر هارون است كه 24000 حديث با زنجيرههاى آن از برداشته « شذرات الذهب » ج 2 ص 16
و اكنون با من بيائيد تا بنگريم اسلامى كه زمينهء دانش آن به اين پهناورى است و برنامهها و آئيننامه هايش به اين فراوانى و دانستنىها و هنرهايش به اين سرشارى ، و پيامبرى كه اينها گفتار و روش او است - و سپرده هايش براى كشاندن مردم به راه شايسته - و بزرگانى كه نگاهبان دانش و كيشاند پايگاهشان در اين مرز است و پاسداران برنامهء ارجمند پيامبر سرگذشتشان چنان است ، پس جانشين آن پاكترين پيامبران چگونه مىسزد به جامههاى دانشهائى آراسته باشد كه نامهء خداوند و آئيننامهء پيامبر را باز مىنمايند ؟ و چه سان مىشايد گران بار دانستنىها و نشانىهائى را بر دوش كشد كه پايگاه جانشينى پيامبر نيازمند آن است ؟ و چگونه مىبايد گزارشها ، شيوهها ، بزرگوارىها و سرافرازى - هاى او را همچون مرده ريگ ببرد ؟ آيا مىشود به 104 حديث بسنده كند ؟ آيا تودهء بيچاره مىپذيرند و آيا اين اندازهء ناچيز ، كسانى را كه از همه سوى بايد برخوردارى يابند بىنياز مىدارد . و آن زمينهء تهى شده را پر مىسازد ؟ و آيا آن
الغدير ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤٣