و اين بو حفص حرمة پسر يحيى مصرى يار شافعى است كه تنها از راه پسر وهب صد هزار حديث گزارش كرده « خلاصة التهذيب ص 63 »
و اين بوبكر باغندى است كه دربارهء سيصد هزار پرسش در زمينهء حديث - هاى برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - پاسخ مىداده « تاريخ طبرى » ج 3 ص 210
و اين حافظ روح بن عبادهء قيسى است كه بيش از صد هزار حديث دارد « ميزان الاعتدال » ج 1 ص 342
و اين حافظ مسلم نگارندهء « صحيح » است كه نزد وى نشان سيصد هزار حديث شنيده شده را توان گرفت « طبقات الحفاظ » ج 2 ص 151
و اين حافظ بو محمد عبدان اهوازى است كه صد هزار حديث ازبر دارد « تاريخ ابن عساكر » ج 7 ص 288
و اين حافظ بوبكر ابن انبارى است كه سيصد هزار بيت از سرودههاى تازيان را كه در خور گواه آوردن براى شيوه و گفتار قرآن است از برداشته و 120 نگارش را كه در روشنگرى قرآن بوده با زنجيرههاى آن از برداشته « شذرات الذهب خرده پارههاى زر » ج 2 ص 316
و اين حافظ بو زرعه است كه صد هزار - و به گفتهء برخى 700 هزار - حديث را چنان از بر مىدانسته كه ديگران قل هو اللَّه احد را ( بگو او - خدا - يگانه است . . . ) بنگريد به « تاريخ ابن كثير » ج 11 ص 37 ، « تهذيب التهذيب » ج 7 ص 33
و اين حافظ ابن عقده است كه دربارهء سيصد هزار حديث از حديثهاى هاشميان و خاندان پيامبر - درود بر ايشان - به پاسخ مىپرداخته و دار قطنى نيز آنها را از زبان او باز مىگفته « تذكرة الحفاظ » ج 3 ص 56
و اين حافظ ابو العباس احمد پسر منصور شيرازى است كه از راه طبرانى تنها 300 هزار حديث نگاشته است « تذكرة الحفاظ » ج 3 ص 122
الغدير ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤١