فرازهائى دربارهء مىفرو فرستاد و نخستين فرازى كه فرود آمد همانجا بود كه خداوند گفت : « دربارهء مىو برد و باخت از تو مىپرسند بگو در آن دو گناهى بزرگ است - و نيز سودهائى براى مردم - كه گناه آن دو از سودش بزرگتر است ( 1 ) » با اين همه ، كسانى از مسلمانان آن را مىنوشيدند تا دو مرد باده گسارى كرده به نماز ايستادند و از سرمستى پريشان گفتند - كه عوف به يادش نمانده - پس خداى بزرگ و گرامى در اين باره چنين فرو فرستاد : « اى كسانى كه ( به آئين راستين ) گرويدهايد هنگامى كه مست هستيد نزديك نماز نشويد تا بدانيد چه مىگوئيد » ( 2 ) و اين بود كه هر كس مىخواست مىنوشيد ولى نزديك به نماز از آن پرهيز داشتند تا به گمان ابو القموص يك بار مردى باده گسارى كرد و به خواندن سروده هائى پرداخت در ماتم كسانى از بتپرستان كه در جنگ بدر كشته شده بودند :
« مادر عمرو را به تندرست درود فرست !
آيا تو پس از بستگانت تندرست خواهى ماند ؟
مرا بگذار - تا در آغاز روز - بادهء بامدادى را سركشم
زيرا من مرگ را ديدم به جستجوى هشام ( 3 ) برخاسته
و زادگان مغيره آرزومندند كه كاش مىشد
با دادن هزاران از مردان يا چارپايان خويش جان او را بخرند
گويا آن چاه - چاه بدر - پيش چشم من است
كه - با ريختن كشتهها در آن - همچون كوهان شتر بالا مىآيد . ( 4 )
گويا آن چاه - چاه بدر - پيش چشم من است
كه جوانان را با جامههاى بزرگ منشانهء ايشان در آن سرنگون مىسازند » .
هامش
( 1 ) ن - سورهء دوم - بقره - آية 219
( 2 ) ن - سورهء چهارم - نساء - آيهء 43
( 3 ) هشام پسر مغيره و پدر ابو جهل و نياى مادرى عمر كه دو پسرش در پيكار با مسلمانان كشته شدند .
( 4 ) چون مسلمانان در جنگ نامبرده ، كشتههاى دشمنان را در چاه بدر ريختند .