پسر حرب و جز آنان ( 1 ) .
و همچنين جائى براى آن نبود كه محمد پسر اسحاق بگويد : تودهء مهاجران و بيشتر انصار چون و چرائى نداشتند كه پس از برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - على به كار بر مىخيزد - شرح ابن ابى الحديد ج 2 ص 8 -
و همچنين عتبه پسر ابو لهب در آن روز در برابر كسى كه لاف آن برترىها را برايش مىزنند نمىگفت :
« نمىپنداشتم كه اين كار
از دودمان هاشم و سپس از على روى بگرداند
از همان كس كه در گرويدن به پيامبر و پيشينه ى نيك از همه جلو بود
و دانش او به نامهء خداوند و شيوههاى پيامبر از همگان بيشتر
و كسى كه ديرتر از همه از پيامبر خدا جدا شد
و كسى كه در شستن پيكر پيامبر و جامهء مرگ پوشاندن بر او جبرئيل
كمك كارش بود
و كسى كه هر برترى در آنان است در او هم هست و آنان به او نرسند
زيرا نيكوئىهائى كه در او بود در آن گروه يافت نمىشد
چه چيز شما را از سوى او باز گرداند ؟ بدانيم
هان ، اين گونه دست فرمانبرى دادن ، آغاز آشوب است » ( 2 ) همچنين قصى در آن روز نمىگفت :
هامش
( 1 ) ن - « تاريخ اليعقوبى » ج 2 ص 103 « الرياض النضرة » ج 1 ص 167 « تاريخ ابو الفداء » ج 1 ص 156 « روضة المناظر » از ابن شحنه كه در كنار « الكامل » چاپ شده - ج 7 ص 164 - « شرح ابن ابى الحديد » ج 1 ص 134 .
( 2 ) ن - « تاريخ اليعقوبى ج 2 ص 103 » « رسائل الجاحظ نامههاى جاحظ ص 22 » ، « اسد الغابه ج 4 ص 40 » « تاريخ ابو الفدا » ج 1 ص 164 « شرح ابن ابى الحديد ج 3 ص 259 » و « الغدير ج 3 ص 232 » سرودههاى بالا را از زبان سرايندگانى چند بازگو كردهاند كه بايد به نگاشتههاى نامبرده نگاه كرد .