شهرت يافت .
سماه طه ‹ 20 › و حضّ الانبياء ‹ 21 › على
حج ‹ 22 › المكان الذى من اجله عمره
خدا او را طاها ناميد و پيامبران اصرار و ترغيب كردند بر حجّ و قصد مكانى كه بخاطره آن اقامت كرد .
قد افلح ‹ 23 › الناس بالنور ‹ 24 › الذى عمروا
من نور فرقانه ‹ 25 › لما جلا غرره
بتحقيق رستگار شدند مردم بسبب نور چنانيكه زنده گى كردند از نور قرآن او وقتى كه روشنى آن نمايان شد .
اكابر الشعراء ‹ 26 › اللسن قد عجزوا
كالنمل ‹ 27 › اذ سمعت آذانهم سوره
بزرگان شاعران زبانهايشان عاجز و ناتوان شد مانند مورچه وقتى كه گوشهايشان شنيد سورههاى او را .
و حسبه قصص ‹ 28 › للعنكبوت ‹ 29 › اتى
اذحاك نسجا بيات الغار قد ستره
و كافيست او را قصه هائى مر عنكبوت را وقتى كه آمد و درب غار ثور را تار تنيدند كه آن را مستور دارند .
فى الروم ‹ 30 › قد شاع قد ما امره و به
لقمان ‹ 31 › وفق للدّر الذّى نثره
در روم بتحقيق كه از دير زمانى امر او شايع شد و بسبب او لقمان حكيم موفق شد سخنان حكيمانه خود را پراكنده كند .
كم سجده ‹ 32 › فى طلى الاخراب ‹ 33 › قد سجدت
سيوفه فاراهم ربّه عبره