تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
البارى ج 8 ص 255 به آن اشاره نموده است .

حديث ديگر از سعد :

ابن عساكر نقل كرده باسنادش از حرث بن مالك گويد : آمدم بمكَّه پس ملاقات كردم سعد بن ابى وقاصّ را و گفتم : آيا براى على ( ع ) منقبتى شنيده اى ، گفت : براى او گواهى مىدهم چهار فضيلت را كه اگر يكى از آنها براى من بود محبوبتر بود نزد من از دنيا كه در آن مانند نوح ( دو هزار و پانصد سال ) زنده گى كنم ، به درستيكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ابو بكر را فرستاد با برائت بسوى مشركين قريش پس يكشبانه روز رفت سپس بعلى عليه السلام فرمود : برو در پى ابو بكر و آن را از او بگير و ابلاغ كن بمردم مكه و ابو بكر را به من برگردان ، پس ابو بكر برگشت در حالى كه گريه ميكرد و گفت اى رسول خدا درباره من چيزى نازل شده ، فرمود : نه مگر خير اينكه نبايد ادا كند از من مگر خودم يا مردى از من يا فرمود : از اهل بيت من تا پايان حديث رجوع كن جزء اوّل ص 40 . 9 - ابو هريره گويد : من با على بن ابيطالب رضى الله عنه بودم وقتى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله او را فرستاد پس فرياد زد به چهار موضوع تا آنكه صدايش چون شيهه اسب طنين انداز شد . دارمى آن را در سنن خود ج 2 ص 237 نقل كرده و نسائى در سننش ج 5 ص 234 با اختصاريكه مخّل با مطلب نبوده چنانچه سيوطى آن را در شرح آن گفت و حديث ابى هريره را بسيارى از حافظين نقل كرده‌اند جز آنكه دستهاى هوى با آن بازى كرده و آماده ساخته براى ياوه سرايان و بيهوده گويان ميدان باطل گوئى و دروغسازى