تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
چيزهائيست كه لازمست متولى سلطنت و حكومت اسلامى آن را بشناسد از جهت امور مالى و دارائى و سياست اسلامى و امور دينى . آيا تعجب نميكنى از تعطيل ماندن حكم مهمّى مانند اين چندين سال تا شهادت و گواهى عبد الرحمن بن عوف و اجراء حكم بعد از آن و اين يكسال پيش از مرگ خليفه بود ( 1 ) و ممكن اينكه خليفه مبتلا و گرفتار به اين قصه و مثل آن شده باشد و عبد الرحمن يا مانند آن در دست رس او نبوده باشد كه سئوال كند يا او را خبر دهند ، پس در اين موقع چطور عمل ميكرده و اگر عبد الرحمن را مادرش نزائيده بود آقاى عمر كارش را به كى رجوع ميكرد و چه كسى در آنجا بود كه علمش را به او بدهد و برساند و او كجا و آنكه او را متولى امر حكومت كرد ( ابو بكر ) از بيان صريح پيامبر اعظم صلَّى الله عليه و آله ، كسى كه متولى چيزى از امر مسلمين شود پس استعمال كند مرديرا بر ايشان و حال آنكه او ميداند كه در ميان ايشان كسى هست كه سزاوارتر به اين و داناتر از آنست بكتاب خدا و سنت رسول خدا پس خيانت كرده به خدا و پيامبر او و تمام مسلمين ( 2 ) پس چيست اين گروه را كه ممكن نيست بر ايشان حديثى را بفهمند .
هامش
( 1 ) رجوع بمشكاه المصابيح خطيب تبريزى ص 344 كن . ( 2 ) مجمع الزوائد حافظ هيثمى ج 5 ص 211 .