تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
گفت : من نميدانم چه معامله اى با مجوس كنم و آنها اهل كتاب نيستند ، و در لفظى ديگرى : گفت نميدانم چه كنم در كار ايشان پس عبد الرحمن بن عوف گفت : شنيدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ميفرمود : رفتار كنيد با ايشان بروش اهل الكتاب . و از بجاله گويد : من منشى و نويسنده جزء بن معاويه بودم بر مناذر ( يكى از دهات اهواز ) پس نامه عمر براى ما آمد كه نگاه كن مجوسى را از ناحيه خودت و از ايشان جزيه و ماليات بگير چونكه عبد الرحمن بن عوف خبر داد مرا كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از مجوس ( مجر ) ماليات و جزيه گرفتند . و از او روايت شده كه گفت : عمر از مجوس جزيه نميگرفت تا آنكه عبد الرحمن بن عوف شهادت داد كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از مجوسيان ( هجر ) جزيه گرفت . ( 1 ) امينى ( رضوان الله تعالى عليه ) گويد : آيا تعجب نميكنى از كسى كه متصدّى امر خلافت بزرگ است و نميداند مهمترين و حساسترين لوازم خلافت را به آن زيرا كه حكم مجوس از اوليات
هامش
( 1 ) الاموال ابى عبيد ص 32 ، موطاء مالك ج 1 ص 207 ، صحيح بخارى كتاب فرض الخمس باب الجزيه ، مسند احمد ج 1 ص 190 جامع ترمذى ج 1 ص 192 و در تاريخ طبرى ج 1 ص 300 به چند طريقيكه بعضى از آن صحيح و برخى حسن است سنن دارمى ج 2 ص 234 ، سنن ابى داود ج 2 ص 45 ، كتاب الرساله شافعى ص 114 احكام القران جصاص ج 3 ص 114 ، فتوح البلدان بلاذرى ص 276 سنن بيهقى ج 8 ص 248 و ج 9 ص 189 ، مصابيح بغوى ج 2 ص 97 و آن را صحيح دانسته سيره ابن جوزى ص 114 مشكاه المصابيح ص 344 ، تيسير الوصول ج 1 ص 245 .