Skip to main content

الغدير ( فارسي ) — Page 266

Contributors:

P.266

36 رأى خليفه در قاتل بخشوده شده

از ابراهيم نخعى نقل شده كه مردى را آوردند نزد عمر بن خطاب كه شخصى را عمدا كشته بود پس فرمان داد او را بكشند . پس بعضى از اولياء مقتول گذشتند عمر دستور داد مجدّدا كه او را بكشند پس ابن مسعود گفت : اين نفس مال همه آنهاست پس چون اين ولى او را بخشيد نفس را احياء كرد . پس توان ندارد كه حقش را بگيرد مگر آن كه غير او بگيرد گفت : پس چه ميبينى ، گفت : من ميبينم كه ديه قرار دهى بر او در مالش و بردارى حصّه ايرا كه بخشيده عمر گفت : منهم چنين ميبينم . ( 1 ) اگر حكم در اين قضايا آنست كه خليفه در اوّل ديده و راى داده پس چرا از آن عدول كرده و اگر آنست كه جلب توجّه و نظره او را اخيرا كرده پس براى چه تصميم گرفت كه مخالفت با اوّل بكند . و آيا توان هست كه بگوئيم كه حكم از فكر و انديشه خليفه مسلمين دور بوده در همه اين موارد ، يا اينكه اين قضايا تنها رأى و زورگوئى او بوده ، يا اينها سيره و روش اعلم امّت است ( بگفته صاحب الوشيعه ) .
Footnote
( 1 ) كتاب الام شافعى ج 7 ص 295 سنن بيهقى ج 8 ص 60