Skip to main content

الغدير ( فارسي ) — Page 264

Contributors:

P.264

33 رأى خليفه در قصاص

از مكحول روايت شده كه عباده بن صامت يكنفر نبطى را خواست كه اسب او را در نزديكى بيت المقدس نگهدارد پس آن امتناع كرد پس او را زد و سرش را شكست پس او شكايت بعمر بن خطاب نمود . پس به او گفت : چه تو را بر اين داشت كه به اين چنين كنى گفت : اى امير مومنان من او را فرمان دادم كه اسب و مركب مرا نگهدارد پس او امتناع كرد و من مردى هستم كه در من تندى و خشم است پس او را زدم پس گفت : بنشين براى قصاص و تلافى ، پس زيد بن ثابت گفت آيا قصاص ميكنى غلامت را از برادرت پس عمر قصاص را از او ترك نمود و ديه آن را داد . ( 1 )

34 رأى خليفه در ذمى كشته شده

از مجاهد گويد : عمر بن خطاب وارد شام شد و ديد كه مرد مسلمانى مردى از اهل ذمّه ( يهود و نصاراى كه در زير لواء اسلام با شرايط زندگى مىكند ) را كشته است پس عازم شد كه او را قصاص
Footnote
( 1 ) بيهقى در سنن كبرى ج 8 ص 32 نقل كرده و سيوطى در جمع الجوامع چنانچه در كنز ج 7 ص 303 ياد نموده است .