در ( العقد النبوى و السر المصطفوى ) در حالى كه نقل از بزّار و طبرانى و حاكم و عقيلى و ابن عدى و ترمذى نموده بدون ايراد و تنقيض ضعف سند آن .
96 - جمال الدين محدث عطاء الله فضل الله شيرازى متوفاى 1000 ياد كرده آن را در كتابش ( الاربعين ) و آن حديث شانزدهم از آنست و ياد كرده آن را در مطلب اول از كتابش ( تحفه الاحباء من مناقب آل العبا ) .
97 - ابو العصمه محمد معصوم بابا سمرقندى ياد كرده آن را در فصل دوّم از رساله ( الفصول الاربعه ) و احتجاج كرده به آن بر كسى كه بدگوئى بابى بكر نموده به غصب كردن او فدك را و انكار كرده به اين شهاده امير المؤمنين را براى فاطمه سلام الله عليها بسبب مقام علمى او كه بواسطه حديث معهود ياد شده ثابت است .
98 - شيخ على قارى هروى حنفى متوفاى 1014 كه در كتاب ( المرقاء ) در شرح المشكاه ياد نموده آن را .
99 - حافظ شيخ عبد الروق فرزند تاج العارفين مناوى شافعى متوفاى 1031 ياد كرده آن را در ( فيض القدير ) شرح الجامع الصغير و در ( التيسير ) شرح الجامع الصغير و در اوّلى گويد :
پس براستيكه محمد مصطفى صلَّى اللَّه عليه و آله مدينه جامعه براى معانى تمام دياناتست و مدينه و شهر چاره اى از در ندارد . پس خبر داد كه درب آن على كه خدا او را سرفراز كند مىباشد پس كسى كه راه او را پيش گيرد و برود داخل آنشهر شده و هر كس كه خطا كند و از راه او نرود راه هدايت را اشتباه رفته و خطا كرده . و بتحقيق كه شهادت باعلميت و داناتر بودن او داده است موافق و مخالف و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٣٨