مادامى كه خلف وعدهء تو ادامه دارد و عذرى براى تأخير آن ندارى ، من از جملهء « نواصب » خواهم بود و جز مار ماهى و ترتيزك نخواهم خورد ، و نظافت خواهم كرد و تا سه روز سرمه خواهم كشيد و در روز عاشورا غذا خواهم پخت .
و طويت الاحزان فيه و لم
ابد سرورا فى يوم عيد الغدير :
« و بساط حزن و اندوه را در آن روز ( عاشورا ) خواهم بر چيد و در روز » عيد غدير « ديگر اظهار سرور و شادمانى نخواهم كرد » و بعد از اين بجاى « مشهد موسى بن جعفر » ( ع ) ، در مسجد جامع منصور ، بيتوته خواهم كرد و ظرف يهودى را پاك مىدانم و آن را از خوك ترجيح مىدهم و بعد از اين شيعه مرا در « كرخ » در « تاموسه » و در كنار « قصير » خواهند ديد كه قبر « مصعب » را زيارت مىكنم در صورتى كه پيش از اين « قبر النذور » ( 1 ) را دوست مىداشتم و زيارت مىكردم :
و ميل دارم زبيدى ( ابن ملجم ) در روز قيامت رفيقم باشد ! و فاطمه در روز حشر مرا ببيند كه دستم در ميان دست قطع شدهء او ( ابن ملجم ) قرار دارد .
و مسئول اين بدبينيم شما هستيد كه انسان مؤمنين را ( به خاطر خلف وعده ات ) جهنمى ساختيد ! ! » .
اين ابياتى كه ترجمه اش را در اينجا آورديم ، از ديوان خطى ( 2 ) تعاويذى نقل كرديم كه آن را براى نقيب كوفه « سيد محمد بن مختار علوى » نوشته و او را به عدم وفاء به وعده اى كه به او داده بوده سرزنش نموده است و اين ابيات به سبك « تتريهء » « ابن منير » است و براى هر دوى آنها اشباه و نظائرى است كه در جلد چهارم صفحهء 329 - 331 به آنها اشاره شده است .
تعاويذى كيست
؟ او ابو الفتح محمد بن عبيد اللَّه ( در بعضى مصادر « عبد اللَّه » آمده است ) بغدادى معروف به « ابن تعاويذى » و « سبط بن تعاويذى » است . و اين شهرت به خاطر جد
هامش
( 1 ) در جلد نهم دربارهء او بحث شده است .
( 2 ) در ديوان مطبوعش ، صفحه 214 نيز همين ابيات يافت مىشود .