و در روايت ديگر از عايشه آمده : تا جائى كه از قدمهايش خون جارى شد .
و در روايت ديگر از ابى هريره آمده : تا قدمهايش تركيد و از آن خون جارى شد .
و در « المواهب اللدنية » آمده : پيامبر اكرم در زمان پيرى بعضى از وردهاى نمازش را نشسته مىخواند بعد از آنكه آنقدر سر پا عبادت كرده بود كه قدمهايش تركيده و خون از آن جارى شده بود .
و روش جارى ميان مسلمين در انجام عباداتى از قبيل : نماز ، روزه ، حج ، قرائت قرآن و ديگر اعمالى كه موجب تقرب به خدا مىشود اين بوده كه هر كدام طبق توانائيشان از آن انجام مىدادند و هيچ گاه اكتفاء به آن عبادات معدوده اى كه براى رسول خدا شمرده شده نمىكردند البته مردم در توانائى مختلفند چنان كه خداوند در قرآنش مىفرمايد : « به مقدار توانائيتان از خدا بپرهيزيد - خداوند كسى را جز به مقدار توانائيش تكليف نمىكند » از اين روست كه مىبينى :
اين يكى هر روز صد ركعت نماز مىخواند ( 1 ) و ديگرى دويست ركعت مانند :
ابو يوسف قاضى و فقيه كوفى متوفى در سال 182 ه . ( 2 )
و قاضى ابى عبد اللَّه محمد ابن سماغهء بغدادى متوفى در سال 233 ه . ( 3 )
و بشر ابن وليد كندى متوفى در سال 238 . ( 4 )
و بعضى ديگر هر كدام سيصد ركعت مانند : پيشواى حنبليها « احمد ابن حنبل »
هامش
( 1 ) مراجعه شود به كتاب مناقب ابى حنيفة در حاشيهء « الجواهر المضيه » جلد 2 صفحهء 523 - دول الاسلام جلد 1 صفحهء 94 - تاريخ بغداد جلد 14 صفحهء 6 - البداية و النهاية جلد 10 صفحهء 214 - مرآت الجنان جلد 14 صفحهء 77 .
( 2 ) طبقات الحفاظ جلد 1 صفحهء 270 - شذرات الذهب ج 1 صفحهء 298 .
( 3 ) تاريخ بغداد جلد 5 صفحهء 343 - الجواهر المضيه جلد 2 صفحهء 58 - شذرات الذهب جلد 2 صفحهء 78 .
( 4 ) تاريخ بغداد جلد 7 صفحهء 82 - ميزان الاعتدال صفحهء 152 .