و چقدر دوست داشتم كه از ابتداء صدور آن ، به آنچه كه بر من و هر مسلمانى واجب بود يعنى : نوشتن تقريظ و ستودن آن ، اقدام نمايم . اما ستايش و تمجيد فراوانى كه پادشاهان و دانشمندان و استادان ، نسبت به اين كتاب و كوششهاى فراوان مؤلف ، نمودهاند . مرا از مبادرت به آشكار نمودن احساسم نسبت به اين خدمت بزرگ و كوشش مداوم مؤلف در راه احقاق حق و از بين بردن باطل ، بىنياز نمود .
ليكن ، هنگامى كه جزء چهارم كتاب به من رسيد و از مطالعهء آن بهرهء وافى گرفتم ، حالتى به من دست داد كه ديگر نتوانستم آنچه كه در باطنم از اعجاب و تكريم ، نسبت به مؤلف و كتاب ارزشمندش بوده پنهان نمايم . بنابراين ، آقايم ، بسيار پوزش مىطلبم و هزار پوزش .
و اينك جز اينكه تهنيتهاى قلبيم را نسبت به اين توفيق بزرگ ، تقديم دارم و از خداى توانا بخواهم كه شما را به عنوان نمونهء دين ، رمز حقيقت و افتخار اسلام ، باقى بدارد ، كار ديگرى نمىتوانم انجام داد . ولى به شما بشارت مىدهم كه اين كتاب به زودى ( اگر خدا بخواهد ) بسيارى از مردم را به راه راست ، هدايت خواهد كرد و پرده از روى حقائق پيچيده برخواهد داشت و براى مردم آشكار خواهد نمود كه : حق برتر از همه چيز و هيچ چيز برتر از آن نيست . مستدعى است احترامات شايستهام را بپذيريد .
محمد على نقى حيدرى
كاظمين - 23 ربيع الثانى 1367
الغدير ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢١