- محمد و على چون هارون و موسى باشند . اين تمثيل از پيامبر بزرگوار است .
- در مسجد خود ، درهاى ديگران مسدود كرد ، درب خانهء على بازماند .
- مردمان ، يكسر ، قشراند ، سرورمان على مغز باشد .
- ولايتش - بىشك - مانند قلاده ، بر گردن مؤمنين افتاد ، بينى دشمنان بر خاك ماليد .
- هر گاه « عمر » در پاسخ مسائل بخطا رفت ، على راه صوابش بنمود .
- و عمر از ره انصاف گفت : اگر على نمىبود پاسخ خطايم مرا به هلاكت و تباهى مىراند .
- از اينرو فاطمه و سرورمان على ، با دو فرزندش ، مايه خوشنودى و مسرت خاطراند .
- هر كه خواهد خاندانى را با ستايش بر كشد ، من ثناخوان اهل بيت رسولم .
- اگر مهر آنان مايهء ننگ و عار باشد - و هيهات كه چنين باشد - من از روزى كه فرزانه گشتم ، قرين اين ننگ و عارم .
- على را كه پرتو حق و رهبر حقجويان بود ، كشتند . آنكه يكتا مرد ميدان بود .
- زاده اش حسن مجتبى ، جوانمرد عرب را كشتند ، باسم مذاب كارش ساختند .
- حسين را از آب فرات محروم كردند ، با طعن نيزه و شمشير به خاك و خون كشيدند .
- اگر سخن زينب نبود ، على سجاد را هم مىكشتند ، كودكى خردسال .
- پيشواى عدالت زيد بن على را بردار كشيدند ، خدا را ز اين ستم ناهنجار .
- دختران محمد در تابش خورشيد ، تشنه لب ، خاندان يزيد در سايه قصر و خرگاه .
- خاندان يزيد خيمه چرمين به پا كردند ، اصحاب كساء جامه بر تن نداشتند . ( 1 )
هامش
( 1 ) قصيده 46 بيت است 27 بيت آن انتخاب شده ، تمام آن در آخر مناقب خوارزمى و قسمتى از آن در مقتل خوارزمى ياد شده ، و ابن شهرآشوب در مناقب خود چند بيتى گزين نموده .