- دين حنيف اسلام را همراه تقوى پايه گذار بودند ، به دستور خدا قيام كردند .
- ابراهيم فرزند رسول ، خالويشان ، فاطمه دخت محمد مادرشان ، جعفر طيار كه در خلد برين بپرواز درآيد ، عمويشان .
- بسوى خدا گريزانم از اين قوم كه بر هلاك و دمار آنان متفق گشتند . واى از اين مصيبت . چه گونه همدست شدند .
- از آب زلال دريغ كردند ، شط فرات مالا مال بود . جام مرگشان نوشاندند ، زهر و شرنگ بود .
- از خاندان مصطفى قصاص كردند ، خونى كه على در بدر و احد ريخت .
- برسم جاهليت شوريدند ، گويا مسلمان نبودند .
- كشتند و رويهم انباشتند ، گويا هيمهء بيابان طف بود .
- وحش بيابان حلقهء ماتم زد ، پرندگان بر فرازشان سايبان برافراشتند .
- عجبا . با شمشير اسلام به خاك هلاكشان نشاندند ، بخاطر ديانت در خون كشيدند .
- خاندان اميه در كربلا قدم پيش ننهاد ، مگر با يارى پيشينيان كه راه را هموار كردند .
- كجا توانند خون حسين را از دامن خود بشويند ، نه اين است كه خيل بنى اميه را با دست خود زين و لجام بستند ؟
- دانستند كه حق ولايت با حيدر است ، منتهى مظلوم و ستمكش بود .
- ستم كردند ، حق او را بردند ، عقب راندند با آنكه پيشوا و سرور بود .
- اعتراف كرد كه اين بيعت « فلته » و تصادف بود ، لذا گفت : هر كه آن را تجديد كند بايد كشت .
- بدين جهت كار بشورى افكند ، ميان شش نفر كه صاحب اختيارش ابن - عوف بود .
- هدف اين شورى ، توطئه قتل على بود ، تنها خدايش نگاهبان بود .
- و گرنه شير بيشهء شجاعت كجا و كفتارهاى ترسو . خورشيد رخشان كجا و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢١٧