نامعقول است ( ج 7 صفحه 223 از كتاب مزبور )
و در صفحه 335 همان كتاب روايت را از طريق حاكم نقل كرده ، آنگاه چنين ميگويد : صحت اين حديث محل تأمل است .
پاسخ - خوانندهء محترمى كه به صفحات 112 ، 125 و 174 كتاب ما مراجعه كند و بر طرق فراوان حديث كه همه صحيح و رجالش مورد وثوقند ، واقف گردد و اتفاق أئمه ى حديث و ارباب سير و حفاظ احاديث را بر نقل و تصحيح اين حديث ، بداند ، بىارزشى گفتار اين مرد و ميزان سقوط سخنش را از درجهء صدق خواهد دانست . و متوجه مىشود تأمل و ترديد در حديثى كه هيچگونه جاى تأمل و ترديد نيست ، از انگيزهها و تمايلات ضد اهل بيتى ابن كثير و از ريشههاى تربيت اموى او در پايتخت امويان سرچشمه ميگيرد و از تحريكات هوا پرستانهء آنان آب مىخورد .
و همين عوامل است كه پيوسته او را در پذيرا شدن حقايق مربوط به مناقب و فضائل پيشواى مورد اتفاق امت بعد از پيامبر ( ص ) ، دچار عيبجوئى و ترديد كرده است .
شما هم بايد او را با هواپرستىاش به حال خود بگذاريد .
2 - حديث طير مشوى ( مرغ بريان ) را نقل كرده ، حديثى كه هم متواتر و هم صحيح است و صحت و تواترش را پيشوايان حديث پذيرفتهاند ، و در صفحه 353 كتابش خود را از اعتراف به اين حقيقت ، با اين سخن رهانيده است كه گفته :
« و خلاصه در دل از صحت اين حديث با همهء طرق فراوانى كه دارد تأمل و ترديد است و اللَّه اعلم » .
پاسخ - دلى كه هنوز در اين حديث تأمل داشته باشد ، خدا بر آن مهر زده است و گرنه چرا بايد با وجود همهء شرائط صحت در آن تأمل و ترديد كرد ؟ ! و گرنه اينمطلب كه يك انسانى نزد پيامبر خدا ( ص ) از همهء امت محبوبتر باشد چيز تازه اى نيست و كسى را نميرسد كه بر محبوب پيغمبر ( ص ) هر كسى كه باشد ايراد و اعتراضى بنمايد تا چه رسد كه آنكس شخصيت بزرگوارى چون امير المؤمنين با همهء سوابق و فضائل درخشانش باشد ، شخصى كه نفس نفيس پيامبر و پسر عم و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤