4 الفصل فى الملل و النحل
هر كس بخواهد دربارهء ملل و نحل مطلبى بنويسد ، بايد قبل از هر چيز به مراتب بيش از نويسندهء تاريخ و ادبيات ، خود را به امانت و صدق مقيد سازد تا از عواقب خطرناك اين فن كه آلودگى به نسبتهاى بىپايه و بى دليل محكم است محفوظ ماند ، و آبروى ملتها و اقوام بىگناه را ، بر اساس پندار يا خيالى نبرد ، و به طور كلى هيچ گام برندارد مگر كه در نقل مطالب آن محققانه باشد ، و در مآخذ خود تكيه بر موثقترين آنها كند تا در پيشگاه خدا معذور و از گرفتارى وجدان به افتراء مصون ماند .
ولى « ابن حزم » نه تنها به اين وظيفه بىتوجه است بلكه در نوشته هايش درست رفتارى مخالف اين رويه دارد ، او از نقل هر كس باشد براى رده بندى بيشتر مذاهب ، استفاده مىكند ، از كثرت مذاهب خوشش مىآيد و از دادن هر گونه نسبت بىاساس به مخالفان عقيده اش رو گردان نيست نمونه سخنانش را در زير ملاحظه ميكنيد :
1 - رافضيان مسلمان نيستند اينان دسته هائى هستند كه به فاصله بيست و پنج سال پس از رحلت پيغمبر پديد آمدند . آغاز كارشان براى پاسخ به دعوت كسى بود ( خذله اللَّه ) كه با اسلام مكر و دشمنى مىورزيد و درست مانند يهود و نصارى كفر و دروغ نشان مىداد .
پاسخ - سوگند به حق ، كه او با اين عبارات كوبنده اش ، انسانيت را شرمگين كرده ، و اگر او بخواهد از عهدهء سخنش بر آيد بايد از شرم و آزرم سراپا عرق ريزد .
من نمىدانم چگونه مىتوان منكر اسلام مردمى شد كه در نمازهاى خود رو به سوى قبله مىايستند و به شهادتين اقرار مىكنند ، قرآن را حاملاند و به آن عامل ، از سنتهاى پيغمبر اكرم پيروى مىكنند ، كتابهاى آنان در عقائد و احكام