خود را در دست گرفت : كتابى كه بىشبهه مايهء هدايت پرهيزگاران است . و از بن دندان به صدا درآمد : بيائيد كتاب مرا بخوانيد كه در آن برهانى صادق ، و دليلى كوبنده دارم .
در اين كتاب طريق واضح و جادهء شوسه اى براى درك حقيقت پيشنهاد كردهام .
كتاب من حقايق را زنده كرده ، اوهام و خيالات را بدست تباهى سپرده است .
سايهء شوم شبهت هرچند مدتى دراز بر اين امت پرده افكنده باشد ولى من مأموريت دارم آن را بر اندازم .
عقيدهام بر اينست كه هرچند اين تيرگيها دير پايد ولى چون سرعت ابر بهارى به زودى بر طرف خواهد شد ، چنان كه من تعهد ميكنم لغزشهاى ناشى از فريبكارى هرچند در جدال با حقيقت سرسختى نشان دهد ، از ميان برداشته شود .
و كتاب من پرچم راهنما ، و فروغ مجلس آراست ، شما را بر مقرّ خلافت و مركز لواى آن و مصب رود نصوص ، و كانون نورانى آن واقف مىسازد . و كتاب من پردهها را از روى آن حقيقت روشنى كه فريبكاريهاى ناجوانمردانه پوشانيده بود ، بالا مىزند و حقيقت را بر ملأ مىكند .
من هم اكنون به اين خفتگان نيمروز ، راه كارشان را ، نشان مىدهم به آنها ميگويم بنگريد چگونه نيرنگها با شكست مواجه مىشود ، كسى كه بر مجموعه مجلَّدات كتاب « الغدير » واقف گردد به خوبى ميداند اوصافى كه ياد كردم دون مقام كتاب است .
كسى كه اين مطالب را دربارهء كتاب ميشنود در وهلهء اول ميپندارد مطالب كتاب ، بموضوع غدير محدود است .
ولى وقتى پا به چشمه زلال غدير نهاد ، مىبيند رشته بحث پيرامون بسيارى از دلائل امامت كشيده شده خار و خاشاك فراوانى را كه فراراه سالكان حقيقت ريختهاند ، همه را جاروب مىكند و نيشها و طعنههاى گزندهء كه باعث شق عصاى مسلمين
الغدير ( فارسي ) — صفحة 18
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٨