در « مطالب السؤل » ص 18 و ابن حجر در ص 101 و « الصواعق » و شوكانى در ص 198 ج 2 « فتح القدير » آوردهاند .
و بيت دوم اشاره است به اين سخن خداى تعالى كه * ( يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ) * و امامان شيعه خاندان پاك پيغمبرند كه شيعيان را به نام آنان فرا مىخوانند و با آنها محشور مىكنند . چه به گفتهء پيغمبر پاك نهاد ، « انسان با دوست خود خواهد بود » ( 1 ) و نيز « هر كس به قومى مهر بورزد ، با آنان محشور مىشود ( 2 ) ، » و نيز ، « آنكه گروهى را دوست مىدارد ، خداوند وى را در زمره آنان محشور مىفرمايد ( 3 ) . »
معانى برخى از بقيّهء ابيات واضح و بيان بعضى ديگر ، بيش از اين گذشت .
دو عبدى هم عصر
اين عبدى كه شرح زندگيش گذشت ، با شاعر شيعى ديگرى هم عصر است كه هر دو در كنيه و لقب و محيط پرورش و مذهب همانندند . با اين تفاوت كه اين شاعر ، ابو محمّد يحيى بن هلال عبدى كوفى است . و ما به جهت كثرت اشتباهى كه در شناخت ايندو ، رخ مىدهد و از عبدى دوم نيز كمتر ياد كردهاند ، به ذكر وى مىپردازيم :
« مرزبانى » در صفحهء 499 كتاب معجمش گفته : « وى كوفى بوده و ساكن همدان شده است . او شاعرى خوب و شيعى مذهب است و در ستايش » رشيد « مدايح نيكوئى دارد . وى گوينده اين ابيات است .
هامش
( 1 ) - اين روايت را بخارى و ابو داود و ترمذى و نسائى و احمد از انس و ابن مسعود آوردهاند .
( 2 ) - حاكم در المستدرك و ابن الربيع در كتاب تمييز الطيب من الخبيث ص 153 اين روايت را آوردهاند .
( 3 ) - طبرانى و ضياء اين روايت را از ابى قرصافه آوردهاند و سيوطى در ص 488 ج 2 جامع الصغير آن را صحيح دانسته است .