اين روايت را در ص 139 « الصواعق » و ص 15 « الاتحاف » و ص 159 « رشفة الصادى » مىتوان يافت .
6 - « خطيب » در ص 161 ج 3 « تاريخش » از « ابن عباس » آورده است كه به پيغمبر ( ص ) گفتم : اى رسولخدا آيا براى رهائى از دوزخ جوازى هست ؟ فرمود آرى ، گفتم : چيست ؟
فرمود : محبّت على بن ابى طالب . و انشاء اللَّه تعالى ، حديث « على قسيم الجنة و النار » در جاى خود خواهد آمد .
و از اشعار عبدى در ستايش امير مؤمنان است :
به تو آموخت آنچه را كه مردم مىدانستند و الهامت فرمود آنچه را كه آنان نمىدانستند پس چنان بر شرف و عزت و مجدت در ميان مردم افزود كه از وصف واصفان والاتر است .
به تو ارزانى شد ، آنچه را كه به ديگر ندادند . گوارا بادت اى امير مؤمنان ! فرشتگان چنان آرزومند ديدارت بودند كه از شوق ناليدند و خداى مهربان پيكره اى را كه بىكم و كاست به تو مىمانست ، براى آنان ساخت .
« عبدى » در بيت نخست اشاره به حديثى كرده است كه ذكرش در صفحه 44 گذشت و بيان ديگر ابيات نيز در ص 288 آمد .
و از سرودههاى اوست :
اى پيشوايان ما ، شما بهترين عارفانى هستيد كه در « اعراف » دوستان و دشمنان خود را به صورت باز مىشناسيد .
و در فرداى رستاخيز كه همگان در پيشگاه خداوند ، مىايستيم ، ما را بنام شما فرا مىخوانند ما ببركت بهترين خلق يعنى جدتان و ببركت پدرتان ، راه رستگارى را يافته و از گمراهى رهيديم . اگر شما نبوديد ، خداوند آفريدگانش را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢١١