وى به مقاصد و اشارات و نصوص و تصريحات سنّت احاطه داشته است . و هر چه فضيلتى قوىتر ، و برهانى آشكارتر و حجّتى رساتر بوده ، سيّد در به شعر كشيدن آن توجه بيشترى داشته است ، مثل حديث « غدير » و « منزلت » و « تطهير » و « طير » و امثال آن .
و از آن جمله است ، حديث عشيره اى كه دربارهء اين كلام خداى تعالى :
* ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ . ) *
كه در سر آغاز دعوت نبوت پيغمبر نازل گرديده ، وارد شده است ، سيّد در قصائدى چند به اين حديث اشاره دارد ، و از آن جمله است :
اى امير مؤمنان ! پدر و مادرم ! آرى پدر و مادر و خاندان و خانواده و دارائى و دختران و پسران و جانم همه فدايت باد ، اى امام متقيان ! و امين خدا ! و وارث علم اوّلين !
اي وصىّ بهترين پيغمبران : احمد مصطفى ! اى سرپرست حوض و نگهدار آن از بيگانگان ! تو از خود مردم به آنان اولىتر و از همهء آنان بهدين ترى .
تو در آن روز كه پيغمبر خويشاوندانش را كه چهل تن و همه عموزادهها و از اشراف بودند ، فرا خواند ، تا دعوت خدا را پذيرا شوند ، برادر و وارث علم و كتاب مبين او ، شدى .
تو در ميانسالى و جوانى و شير خوارگى و روزگار جنينى و در روز خلقت سرشتها و پيمانگيرى از آنها ، مأمون و آبرومند ، زنده و پاك و پاكيزه در حجابى از نور در پيشگاه خداوند ذو العرش جاى داشتى .
ابيات زير نيز از قصيدهء ديگرى از سيد است ، كه بر تمام آن دست نيافتم :
يكى از فضائل على آن است كه در روزگارى كه ديگران در كفر بسر مىبردند ، او نخستين نمازگزار و مؤمن به خداى مهربان بود .
و هفت سال در آن روزگار دشوار و پر خوف و خطرى كه ديگران خبرى از
الغدير ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٤٠