8 - فضيل بن زبير رسان كوفى كه شعر سيد را مىخواند و براى امام صادق ( ع ) نيز خواند كه قسمتى از حديث آن گذشت .
9 - حسين بن ضحاك ، مرزبانى گفته است وى بيش از همهء مردم ، شعر سيد را از حفظ داشت .
10 - حسين بن ثابت كه بسيارى از اشعار سيّد را روايت مىكرد .
11 - عبّاسه دختر سيد كه حافظ شعر پدر بود و چنان كه مرزبانى در اخبار السيد آورده است روات ، شعر سيّد را بر وى مىخواندند و او تصحيح مىكرد .
و سيّد را دو دختر بلند اختر ديگر بود كه حافظ شعر پدر بودند و در برخى معاجم است كه هر يك از آن دو ، سيصد قصيده را از حفظ داشتند .
ابن معتز در صفحهء 8 « طبقات الشعراء » گفته است : از سدرى آوردهاند كه گفت :
سيّد را چهار دختر بود و هر يك از آنان 400 قصيده از شعر پدر به ياد داشتند .
12 - عبد اللَّه بن اسحاق هاشمى ، وى چنان كه از قول مرزبانى گذشت شعر سيد را جمع آورى كرده است .
13 - عمّ موصلى كه همانطور كه به نقل از اغانى گذشت شعر سيّد در مدح بنى هاشم را فراهم آورد .
14 - حافظ ابو الحسن الدار قطنى على بن عمر متوفى به سال 385 ه . كه آن چنان كه در صفحهء 35 جلد 2 تاريخ خطيب بغدادى و صفحهء 359 ابن خلكان و صفحهء 200 جلد 3 « تذكرة الحفاظ » آمده است حافظ ديوان سيد بود .
مذهب سيد و سخن اعلام در پيرامون آن
سيّد ، روزگار درازى را بر آئين كيسانى گذراند و قائل به امامت محمّد بن حنفيه و غيبت او بود و او را در اين باره اشعارى است . سپس به بركت امام صادق صلوات اللَّه عليه سعادت به وى روى آورد و از آن امام حجتهاى قوى ديد و حق را باز شناخت و در ديدارى كه هنگام بازگشت امام از نزد منصور و نزول حضرتش به كوفه با امام داشت و يا در ملاقاتى كه در ايام حج با حضرت كرد . بد انديشيهاى