گر شد « امينى » بىنظير در عالمى از « الغدير »
چون « واحدى » هم بىگمان نبود مترجم در جهان
دارد بدل مهر على قلبش از او شد منجلى
او را همى داند ولى بعد از رسول مهربان
خواهم ز يزدان تا ابد باشند با دولت قرين
در گيتى از سعد و صفا . در عقبى از خلد و جنان
دارد « نجيد » از لطف حق انشاء اين اشعار را
نسروده بيتى تاكنون بىشبهه در سود و زيان
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 91
مساهمون: محمد تقي واحدي
صمقدمة ٩١