سپس در اثر برخورد اوليهء به جلد سوم « الغدير » شرحى دربارهء مطالب ( ابن حزم اندلسى ) بيان داشته و پس از وقوف بر جوابهاى مستدلّ مؤلَّف معظَّم الغدير و احساس آرامش و تسكين خاطر . نسبت بمؤلَّف معظَّم الغدير چنين اظهار عقيده نمودهاند : مولى عليه السّلام يكى از نظرهاى كيميا اثر خود را به او مبذول داشته و به همان نظر مؤيد من عند اللَّه گرديده . . .
آنگاه اجمالى از واقعهء مهم و تاريخى غدير خم را پس از مطالعهء جلد اوّل « الغدير » بطور فهرست اقتباس و ذكر نمودهاند .
در اين قسمت . دو اشتباه دست داده و در غلطنامه و نه در جاى ديگر كتاب ايشان به نظر نرسيد كه اشتباه مزبور را تذكر و جبران نموده باشند .
نگارنده با سابقهء كه بمقام علمى مؤلَّف ( شگفتيها ) دارم نسبت مستقيم اين اشتباهات بايشان در نظرم بسيار گران است جز اينكه بنا به مثل مشهور بگوئيم :
انّ الجواد قد يكبو و الصارم قد ينبو ( 1 ) .
در هر صورت چون كتابى كه چاپ و منتشر شد جنبهء تاريخى به خود ميگيرد و احيانا مورد استناد واقع مىشود ناچار و حسب الوظيفه باشتباههاى مزبور تصريح مينمائيم كه خوانندگان كتاب مزبور متوجه شوند ،
يك - در صفحه 12 سطر سيزدهم چنين نگاشته : در غدير خم پنج درخت نزديك بهم و دخمههاى بزرگ به چشم مىخورد ! :
جملهء ( دخمهها ) معلوم نيست منشأ آن از كجا است ؟ ! اگر منظور ترجمهء ( دوحات عظام ) بوده : چنان كه ميدانند ، دوحات در لغت به معناى درختان بزرگ و پر سايه است كما اينكه ( سمرات خمس ) مذكور در متن الغدير نيز بمعنى درختهاى بزرگ خار دار است . بنابر اين . كلمه ( دخمهها ) در اينجا و در سطر نوزدهم همان صفحه كه تكرار شده بىاساس است .
دو - در همان صفحه و در سطر بيست يكم چنين نگاشته : و آن سرور ( يعنى
هامش
( 1 ) اسب اصيل گاه در اثر لغزش برو مىافتد و شمشير گرانبها گاه كند ميگردد .