و از جملهء آن احاديث ، روايات مربوط به مغربىهاست كه از ايفاى نقش متعدّد نيروهاى ارتش مغرب در مصر و سوريه و اردن و عراق سخن مىگويد ، نكوهش اين نيروها از اين دسته روايات استفاده مىشود و به احتمال قوى اين نيروها از سوى دشمنان اسلام ، بر ضدّ زمينهسازان حضرت مهدى ( ع ) و ضدّ جنبش اسلامى در سرزمينهاى عربى به كار گرفته مىشوند ، كه شباهت به نيروهاى ميانجىگر بينالمللى و يا نيروهاى دفاع از عربيت است كه به زودى آن را بيان خواهيم كرد .
* * * همچنين در منابع شيعه و اهل سنت ، رواياتى در نكوهش فرمانروايان عرب به نحو كلى آمده است از آن جمله اين روايت مستفيض « 1 » است :
« واى بر اعراب [ و يا واى بر طاغيان عرب ] از شرّى كه به زودى گريبانگير آنان خواهد شد . »
از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
« به خدا سوگند ، مثل اينكه او را بين ركن و مقام مىبينم كه مردم با او و با كتابى نوين بيعت مىكنند ، در حالى كه اين امر بر عرب سخت و دشوار است ، واى بر سركشان عرب از شرى كه به زودى دامنگير آنان خواهد شد . » « 2 » و در مستدرك حاكم چنين است : « واى بر اعراب از شرّى كه به زودى به آنها مىرسد . » « 3 »
مراد از كتاب نوين : قرآن است كه متروك مىگردد و حضرت مهدى ( ع ) از نو آن را برمىانگيزد و حيات تازه مىبخشد . از امام صادق ( ع ) نيز نقل شده كه فرمود :
« چون قائم قيام نمايد ، مردم را از نو به اسلام دعوت مىكند و آنان را به أمرى كه متروك .
مانده است و عموم مردم از آن جدا شده و به گمراهى رفتهاند راهنمائى مىكند . و او از اين جهت مهدى ناميده شده است كه مردم را بسوى أمرى گم شده هدايت مىكند . و قائم
هامش
( 1 ) - خبر واحدى است كه راويان آن از سه نفر تجاوز كنند .
( 2 ) - بحار ج 52 ص 11 .
( 3 ) - مستدرك حاكم ج 4 ص 239 .