مرد بدسيماى ملعون از صفتهاى ويژهء سفيانى است . و در همين نسخه آمده است :
« ياران درفشهاى سياه و طرفداران درفشهاى زرد در شهر قنيطره با يكديگر برخورد مىكنند و به جنگ و كشتار مىپردازند تا اينكه وارد فلسطين مىگردند ، در اين هنگام سفيانى بر اهل مشرق خروج مىكند و چون نيروهاى مغرب در اردن فرود مىآيند ، فرماندهء آنها از دنيا مىرود و آنها به صورت سه فرقه از يكديگر جدا مىشوند ، دستهاى به همانجا كه آمدهاند برمىگردند و دستهاى باقى مىمانند و سفيانى با آنها به نبرد پرداخته و آنها را شكست مىدهد و آنان به اطاعت وى درمىآيند » « 1 »
و در همين نسخه آمده است :
همانا فرماندهء مغربيان و بنى مروان و قضاعه در مركز شام جهت روياروئى با طرفداران درفشهاى سياه ، دست اتحاد به يكديگر مىدهند » « 2 »
آنچه از مجموع روايات مربوط به تحركات نيروهاى مغربى در زمان ظهور بدست مىآيد اين است كه حركت آنها بسيار شبيه به نيروهاى بازدارندهء عربى و يا جهانى است كه عليه قيام و انقلاب زمينهسازان ظهور حضرت ، به كار گرفته مىشوند . آنها در سرزمين شام با درفشهاى مشرق يعنى ايرانيان زمينهساز وارد جنگ مىشوند و در برابر آنها شكست مىخورند و به سوى اردن عقبنشينى مىكنند چنان كه در حوادث شام در اين باب سخن گفتيم و به گفتهء برخى روايات آنها در عراق نيز نقش خواهند داشت .
* * * امّا روايات مربوط به شركت نيروهاى مغربى در نبرد قرقيسيا ، در عين خلاصه بودن ، هيچگونه دلالتى بر نقش آنان به سود و مصلحت اسلام ندارد ، چه آنها را طرفدار تركان در برابر سفيانى و چه هوادار سفيانى تصور كنيم ، زيرا تمام طرفهاى درگير در نبرد قرقيسيا مورد نكوهش واقع شده و ستمگر توصيف گرديدهاند .
* * * فقط نقش اين نيروها بر فرض صحت آن ، در مصر باقى مىماند و دليلى در دست
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 71 .
( 2 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 70 .