« آن صدا ( پيام آسمانى ) از جانب دمشق به گوش مىرسد . »
نكتهء قابلملاحظه در اين روايت آوردن عبارت « برادران - حاميان ترك » و « از دين برگشتگان رومى » است كه تفسير تركان را به روسها تأييد مىكند .
در روايتى ديگر چنين آمده است :
« گروه شورش كنندهاى از جانب تركان خروج مىكند و در پى آن فتنهء روم رخ مىدهد . . » « 1 »
كه خروج اين دسته از خوارج را از جانب ترك بيان كرده است .
خيلى روشن است كه هركس در روايات مربوط به كشمكش و نزاع بين أبقع و أصهب و بر سر به قدرت رسيدن در اين برهه و نيز بين آن دو و سفيانى و حضور نيروهاى مغربى و ايرانى در سرزمين شام مطالعه كند . . درمىيابد كه تمام اين حوادث ارتباط و پيوستگى محكمى با حركت ابرقدرتها و اختلافات آنها و حكّام دستنشاندهء آنان و ايستادگى امت در برابر آنها دارد .
اينك به روايتى اشاره مىكنيم كه دربارهء سه گروه كه در شام با يكديگر اختلاف پيدا مىكنند وارد شده است كه آن گروهها عبارتند از : لشكريان حسنى و اموى و نيروهاى قيس . و سفيانى با آمدن خود آنها را شكست مىدهد . اين روايت در بحار از امام صادق ( ع ) چنين روايت شده است :
« اى سدير ! : همواره در خانه باش ، همچون گليم فرش شدهء آن و آرامش گزين همچون شب و روز ، پس همين كه سفيانى خروج كرد بسوى ما كوچ كن و لو با پاى پياده . گفتم :
فدايت شوم آيا پيش از آن چيزى هست ؟ فرمود : بلى و با سه انگشت دست خود به شام اشاره نمود و فرمود : در شام سه درفش ( لشكر ) حسنى ، اموى و قيس جمع مىشوند در حالى كه با يكديگر اختلاف دارند ، ناگاه سفيانى خروج مىكند و آنها را همچون كشتزار درو مىكند و من هرگز نظير اين را نديدهام » .
قبول اين روايت مشكل است ، زيرا با روايات زيادى كه گروههاى سهگانه را تعيين مىكند و آنها را مربوط به ابقع و اصهب و سفيانى مىداند در تعارض است بعلاوه مرحوم
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 237 .