چنان كه در روايات مربوط به لشكريان غرب خواهد آمد ، و ديوار غربى مسجد دمشق خراب مىشود .
منظور از عبارت « اسبهاى سفيد » : اسبهاى أبلق غربىهاست كه گوشهاى آنها بريده شده و وسيلهء سوارى آنهايند .
و مقصود از پسر جگرخوار : يعنى فرزند هند زن ابو سفيان ، زيرا سفيانى از فرزندان معاويه است ، چنان كه خواهد آمد و در روايتى محل خروج سفيانى از « وادى يابس » ( بيابان خشك ) آمده كه در منطقهء حوران نزديك أذرعات ( درعا ) در مرز سوريه و اردن قرار دارد .
ورود سپاه ايران و مغرب به سرزمين شام
روايات مربوط به ورود نيروهاى مغربى به شام روشن است كه در پى برخورد و درگيرى تند و يا جنگ ميان دو گروه مىباشد ، مانند روايتى كه قبلا گذشت :
« وقتى در شام دو گروه نظامى اختلاف كنند ، نشانهاى از نشانههاى الهى آشكار مىشود ، پرسيدند : اى امير مؤمنان آن نشانه چيست ؟ فرمود : زمين لرزهاى در شام رخ مىدهد كه صد هزار نفر در اثر آن هلاك مىگردند و اين را خداوند رحمتى براى مؤمنان و عذابى براى كافران قرار مىدهد . وقتى آن هنگام فرارسد ، نظارهگر سوارانى داراى اسبهايى سفيد و درفشهايى زردرنگ باشيد كه از مغرب روى مىآورند تا وارد شام مىشوند » .
ابن حمّاد از ابو سحاب روايت كرده است كه وى در زمان هشام ( پسر عبد الملك ) گفت :
« سفيانى را نمىبينيد مگر آنكه مغربيها نزد شما بيايند ، پس هرگاه ديديد كه او خروج نمود و بر منبر دمشق قرار گرفت ، اندكى نمىگذرد كه اهل مغرب را مىبينى . » « 1 »
و رواياتى اينچنين ، دلالت دارد كه معروف نزد راويان تابعين ، اين است كه ورود نيروهاى مغربى به شام قبل از خروج سفيانى خواهد بود .
و مراد از « اهل مغرب » و « مغربى » در اين روايات ، مغرب دولت اسلامى است كه
هامش
( 1 ) - ابن حماد ص 76 .