نفوذ كرد كه شايستگى قيام به امر مهم هدايت جامعهء بشرى به سوى عدالت اسلامى را از دست داد تا آن جا كه خودِ مسلمانان نيز فاقد اين امر مهم و بسيارى از ديگر ارزشهاى اصيل الهى گرديدند و همهء مظاهر ارزشهاى الهى از زندگى آنها محو گرديد .
انحراف سياسى كه خود علت ديگر انحرافات است بر نظام حكومتى مسلمانان حاكم شده فساد در حكومتهاى آنان جريان يافت ؛ حكومتهايى كه هدفى جز فرو رفتن در لذتهاى حرام و درگيرىهاى داخلى بر سر قدرت نداشتند ؛ منازعاتى كه با انگيزهء در دست گرفتن حكومت و مطامع برترى جويانه در مىگرفت ، تا آنجا كه خليفهء مسلمانان از صورت خادم رعيت و مدافع از كرامت انسانى و مصالح دنيوى و اخروى آنان خارج شده ، به صورت حاكم مستبدى در آمد كه هيچ قصدى جز ايجاد فساد در روى زمين ، برترى طلبى و حفظ تاج و تخت خويش - / به هر نحو ممكن - / نداشت ، حتى اگر اين امر به قيمت پايمال كردن روشنترين ارزشهايى باشد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله همان كسى كه آنان شعار جانشينىاش را سر مىدادند آورندهء آنها باشد . به همين دليل است كه مىبينيم آنان در مبارزه با ائمهء معصومين عليهم السلام از عترت پاك پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تلاش فراوان كردند و در روايتى كه از امام حسن عسكرى عليه السلام در تعليل دشمنى امويان و عباسيان با آن بزرگواران خصوصاً مهدى موعود عليه السلام ذكر كرديم نيز به همين مطلب اشاره شده است .
نتيجه مىگيريم كه نظام اسلامى و طبعاً جامعهء انسانى در آن روزگار براى تحمل بار مسئوليت بزرگ اصلاحگرانهاى كه بر عهدهء حضرت مهدى عليه السلام گذاشته شده بود آمادگى بالفعل نداشت . شايد از بارزترين دلايل اين سخن موضع حكومت در برابر نهضتهاى علوى بسيارى بود كه در جاى جاى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: منذر حكيم
ص١٧٨