تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع المسائل ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
مزبور است يا نه ؟ ج - در فرض مسأله مجرد گفتن يك أطاق از عمارت به عيال من بدهيد ويا گفتن بعد از من در تقسيم خانه نزاع نكنيد كاشف از فسخ نيست مگر آن كه قرائن ديگرى در بين باشد بنابر اين اگر متصالحين از حق خود در موقع تقسيم صرف نظر نكرده باشند وبه ساير ورثه منتقل نكرده باشند خانه ، ملك دو فرزند است تا خلاف آن معلوم شود وچنانچه نزاع موضوعي در بين باشد مرافعه شرعيه لازم است .
س 20 - شخصي ما يملك خود را صلح مىنمايد به بعضي از وراث خود ودر ضمن همين صلح ، شروطى بر آنها مقرر مىنمايد كه پس از فوت أو انجام دهند وآنها پس از فوت مصالح به شروط مقرره عمل نمىكنند ، در اين صورت ساير ورثه حق فسخ اين صلح را دارند يا خير ؟ ج - در فرض تخلف شرط ، اگر الزام متصالحين بر عمل به شرط ممكن نباشد بعيد نيست باقي ورثه هر يك بالنسبة به سهم خود حق فسخ داشته باشند وچنانچه نزاع موضوعي در بين باشد محتاج به مرافعه شرعيه مىباشد .
س 21 - شخصي در حال مرض ، تمام أموال خود را مصالحه مىكند به زوجه خود وهيچ كدام أولاد ندارند ودر مقابل اين صلح وجه كمي منظور شده وزوجه هم وجه را در همان حال به زوج پرداخت مىكند ولى زوج مصالح ، شر ط كرد اگر از اين مرض صحت پيدا كردم اختيار فسخ داشته باشم وأموال به خودم مسترد گردد آيا اين مصالحه صحيح است يا نه ؟ ج - در فرض مسأله اگر مصالحه كرده باشد با شرط اختيار فسخ در صورت صحت از مرض ، مانعى ندارد ودر نزاع موضوعي مرافعه شرعيه لازم است .
س 22 - شخصي 49 سال قبل فوت كرده ، داراى سه وارث دختر واموالى بوده كليه أموال منقول وغير منقول خود را به سه نفر صلح كرده به شرط آن كه پس از فوت ، ديون أو را كه عبارت از صوم وصلاة وزكات وسهم امام عليه السلام وغيرها مىباشد أداء نمايند وسهمى هم براي وراث تعيين كرده كه بدهند وبقيه أموال أو را صرف در أمور خيرية ويا وقف بر سيد الشهداء عليه السلام نمايند متصالحين جز دادن سهم وراث به هيچ كدام از شرائط