برابر او شروع به كار مىكرد .
ايّوب بن نوح گويد : به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : ما خيلى اميد داريم كه صاحب اين امر ، يعنى آنكس كه خداوند به دست او جهان را اصلاح مىكند شما باشيد ، و خداوند امر خلافت را بدون شمشير و خونريزى در اختيار شما قرار دهد . چراكه مىبينيم مردم بهعنوان ولايت عهدى با شما بيعت كردهاند و سكّه به نام شما ضرب شده است ، امام رضا عليه السّلام در پاسخ او فرمودند :
هركدام از ما اهل بيت كه مردم براى او نامههاى بسيار نوشته ، دربارهء مسائل شرعى و اجتماعى از او سؤال كرده ، مورد توجّه جامعه قرار گرفته ، پول به سمت او حمل شد ، ناگهان [ به صورتى مشكوك ] در بستر بيمارى افتاده و از دنيا رفت . تا اينكه خداوند عزّ و جلّ براى اين امر مردى برانگيزد كه آنچنان مخفى و دور از ديدگان باشد كه حتّى ولادت و رشد و نموّ او نيز در خفا به انجام رسد « 1 » .
امام كاظم عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام در سن پنجاه سالگى از دار دنيا رفته و به شهادت رسيدند . اما مىبينيم كه امام جواد عليه السّلام در بيست و پنج سالگى از دنيا رفته است ، و مىدانيم هيچكدام از ائمه عليه السّلام نيز به واسطهء بيمارى از دنيا نرفتهاند ، بلكه آنان در نهايت صحّت و سلامت بدنى بودند ، تا آنجا كه صحّت و سلامت جسمى آنها خود عاملى براى تحريك حسادت حاكمان عبّاسى بود .
در چنين شرايطى امام جواد عليه السّلام با امامت زود هنگام خود كه خود پديدهاى بىهمتا بود و زبان به زبان در ميان دوست و دشمن نقل مىشد ، در امر رهبرى الهى و ربّانى به نوعى ركوردشكنى دست يافته ، امت اسلام را به ياد كلام خداوند متعال در قرآن كريم انداخت كه : خداوند در مرحلهء صباوت و
هامش
( 1 ) . كمال الدّين / 354 .