هنگامى كه از مقصد باز مىگذشتند در راه به باران دچار شده و جز آن حضرت همه از باران خيس شدند « 1 » .
6 . از محمّد بن عيّاش روايت شده است كه گفت : ما از نشانهها و معجزات امام عسكرى عليه السّلام سخن مىگفتيم كه فردى ناصبى گفت : اگر وى جواب نامهاى كه بدون مركّب نوشته شده باشد بدهد يقين مىكنم كه وى بر حق است . پس ما نامههايى نوشته و مسائلى را در آن نامهها مطرح كرديم و آن مرد نيز بدون مركّب بر روى ورقهاى نامهاى نوشت و آن ورقه را نيز در ميان نامهها قرار داد و ما آن نامهها را به سوى آن حضرت فرستاديم . آن حضرت به همهء نامهها پاسخ دادند و بر روى ورقهاى نام آن مرد و نام پدر و مادرش را نوشتند . مرد با ديدن آن ورقه از هوش رفت . هنگامى كه آن مرد به هوش آمد معتقد به اعتقاد حق گرديد « 2 » .
7 . از محمّد بن عبد اللّه روايت شده است كه گفت : پسر كوچكى گم شده و پيدا نمىشد . اين خبر را به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام دادند ، آن حضرت عليه السّلام فرمودند : در بركه به دنبال آن بچّه بگرديد ، آنان در جستجوى بچّه به همان مكان رفتند و او را در آنجا مرده يافتند « 3 » .
8 . ابو سليمان محمودى روايت كند كه : به حضرت امام عسكرى عليه السّلام نامهاى نوشته و از آن حضرت خواستم تا دعا كنند كه خداوند به من پسرى عنايت كند ، آن حضرت در پاسخ نوشتند : خداوند تو را پسرى روزى كند و تو را بر او صبر دهد .
و فرزند پسرى براى من به دنيا آمد ، اما از دنيا رفت « 4 » .
هامش
( 1 ) . مناقب 2 / 470 .
( 2 ) . مناقب 2 / 470 .
( 3 ) . الثّاقب / 231 .
( 4 ) . بحار الانوار 50 / 269 به نقل از الخرائج و الجرائح 1 / 439 / 18 ب 12 .