ورقه نوشته بودند فورا به او پرداخت كنند . امام هادى عليه السّلام شروع به عذر آوردن نمود ، امّا اعرابى با سخنانى درشت با آن حضرت سخن مىگفت . هنگامى كه اهل آن مجلس متفرّق شدند ، مأموران امنيّتى خبر اين مكالمه بين مرد اعرابى و امام هادى را به متوكّل دادند . متوكّل با شنيدن اين خبر دستور داد سى هزار درهم براى امام هادى بفرستند . هنگامى كه اين پول به دست امام رسيد و اعرابى هم به نزد امام هادى عليه السّلام آمد ، آن حضرت به او فرمودند :
« اين مال را بگير و دين خود را از آن ادا كن و آنچه از آن باقى مىماند بر اهل و خاندان خود خرج كن و ما را معذور دار كه بيشتر از اين نتوانستيم به تو بدهيم » .
احسانى در اين سطح بر اعرابى گران آمد و به امام عرضه داشت :
بدهكارى من حتّى به اندازهء ثلث اين مبلغ هم نمىشود . يعنى بقيّهء آن را پس بگيريد امّا امام هادى عليه السّلام حاضر نشد از آن سى هزار درهم چيزى از آن مرد پس بگيرد . اعرابى به سمت ديار خود بازگشت درحالىكه مىگفت : خداوند متعال به اينكه رسالت خود را در ميان چه خاندانى قرار دهد داناتر است « 1 » .
2 . زهد و پارسايى
حضرت امام هادى عليه السّلام از همهء شادىها ، دلمشغولىها و اسباب زندگى دنيوى رويگردان بوده ، همواره به زاهدانهترين شكل زندگى را مىگذراند . آن حضرت بهشدّت مراقب و مواظب عبادت خداوند و پاىبندى به ورع و زهد بود . آن حضرت هيچگاه به جلوههاى ظاهرى زندگى دنيا اعتنائى نداشته ، طاعت خداوند متعال را بر هرچيز ديگرى مقدّم مىداشت . منزل آن حضرت چه هنگامى كه در مدينه به سر مىبرد و چه آن هنگام كه در سامرا زندگى
هامش
( 1 ) . الاتّحاف بحب الاشراف / 176 ، ابن صبّاغ ، الفصول المهمّه / 274 ، الصّواعق المحرقه / 312 .