نيز معتقدم كه محمد بنده و فرستادهء خداوند و پايانبخش پيامبران است و تا روز قيامت پيامبر ديگرى نخواهد آمد ، همچنين معتقدم كه شريعت او پايانبخش شريعتهاست و تا روز قيامت بعد از آن ، شريعتى نخواهد آمد ، من معتقدم كه بعد از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم امام ، خليفه و ولى امر ، امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام است ، آنگاه پس از او حسن ، سپس حسين ، سپس علىّ بن الحسين ، سپس محمّد بن على ، سپس جعفر بن محمّد ، سپس موسى بن جعفر ، سپس على بن موسى ، سپس محمّد بن على و پس او تو ، اى مولاى من امامان و پيشوايان خلايق مىباشيد » .
چون كلام عبد العظيم به اينجا رسيد ، امام هادى عليه السّلام رو به وى كرده و فرمودند : و پس از من پسرم حسن . پس مردم با جانشين او چه خواهند كرد ؟
عبد العظيم در رابطه با امامى كه بعد از امام حسن عسكرى عليه السّلام خواهد آمد و دليل تحير مردم دربارهء او پرسيد : سرورم ، كيفيت اين امر چگونه خواهد بود ؟
امام هادى عليه السّلام فرمودند :
به اين خاطر كه او به چشم ديده نمىشود و ياد كردن او با [ تصريح بر ] اسمش جايز نمىباشد ، تا روزى كه قيام كند و زمين را از عدل و قسط پر نمايد ، چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد .
اينجا بود كه عبد العظيم ايمان خود را به آنچه امام هادى عليه السّلام بيان فرموده بود اينگونه بيان داشت كه : « من اقرار كردم و معتقدم مىشوم كه هركس به ولايت آنها ائمّه درآمده و آنان را دوست بدارد به ولايت خدا درآمده ، دوست خدا شده ، دشمن آنان دشمن خداست . پيروى از آنان پيروى از خدا و نافرمانى از آنان نافرمانى از خداست . . . من همچنين
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: منذر حكيم
ص٣١٢